صفحه اصلی فهرست کامل مشاهیر طب سنتی ایران
فهرست مشاهیر طب سنتی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
پنجشنبه ، 2 خرداد 1387 ، 03:58

 


خواجه نصیرالدین طوسی
خواجه نصیرالدین طوسی، یکی از حکما، فلاسفه، ریاضی¬دانان و منجمان بزرگ اسلام و ایران است. وی در سال 597 هجری قمری در شهر طوس به¬دنیا آمد.
خواجه مقدمات علوم را در طوس آموخت و نزد پدر تحصیل فقه و حدیث نمود، سپس به نیشابور رفت و در محضر اساتیدی مانند فریدالدین داماد نیشابوری و قطب¬الدین مصری، اشارات و قانون بوعلی را فراگرفت. وی در اکثر علوم زمان مخصوصاً ریاضی سرآمد اقران بود.
خواجه در مراغه از طرف هلاکو مأمور به بستن رصد گردید. وی جمعی از علماء ریاضی و نجوم را از بلاد اطراف دعوت کرد تا دستیارش باشند و در سال 672 زیجی که اکنون به زیج ایلخانی مشهور است از آن رصد استنباط شد که حوادث آینده را از روی آن می¬توان پیش¬بینی کرد.
تالیفات خواجه نصیرالدین طوسی بالغ بر 150 اثر می¬باشد که برخی از آن¬ها عبارتند از:
اخلاق ناصری که ترجمه کتاب طهاره¬الاعراق ابوعلی مسکویه رازی به فارسی است همراه با مطالبی اضافه، تألیف رساله معینیه و شرح آن به پارسی، اخلاق محتشمی، شرح اشارات، التجرید، فصول نصیریه، تحریر مجسطی، الطلوع و الغروب، اساس الاقتباس، تنسوخ¬نامه و ...
خواجه نصیرالدین در سال 672 در سن 75 سالگی در بغداد درگذشت. از وی سه فرزند برومند باقی ماند که هر سه فاضل و حکیم و منجم و دانشمند بودند.
رساله تنسوخ¬نامه یکی از آثار مهم و پرارزشی است که در شناخت گوهرها و دانستن منافع سنگ¬ها و معرفت فلزات و و اطایب و نفایس و غرایب نوشته شده است و به کاربرد بعضی از آنها در درمان بیماری¬ها اشاره کرده است.
در میان کتابهایی که به فارسی در این فن تألیف شده هیچ کتابی دارای مزایا و خصوصیاتی که در این کتاب است، نیست و گرانبهاترین گنجینه لغات و اصطلاحات و تعبیرات کهنه و اصیل فارسی است. این کتاب احتمالاً بین سال¬های
653 تا 663 به امر هلاکو خان نوشته شده است. مأخذ عمده خواجه در این کتاب، رساله جماهر فی معرفه الجواهر بیرونی بوده است.

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 1 آبان 1389 ، 10:47
 
یوسف الناقل


طبیب، مترجم و شاگرد عیسی بن صهاربخت و از اهالی خوزستان بود

جبرئیل بن عبیدا...


او در صنعت طب ماهر و در حد کمال بود و به اعمال طبی احاطه داشت. اجداد و پدران او هم، در صنعت طب هر یک یگانه زمان و علامه دوران خویش بودند. او زبان فارسی را بخوبی می‌دانست و مدتی در شیراز در خدمت عضدالدوله دیلمی بود و رساله « في عصب العین» را به او تقدیم کرد. در سال 357 هجری قمری به جورقب برای درمان کوکین شوهر خاله عضدالدوله رفت. او همچنین مدتی در ری در خدمت صاحب بن عباد و مدتی در دیلم در خدمت خسروشاه بود. جبرئیل مصنفات قابل توجهی در طب دارد از جمله:

1. کتاب کناش کبیر. معروف به کافی در 5 مجلد و آن را برای صاحب بن عباد نوشت.

2. رسالة في عصب العین

3. مقالة في ألم الدماغ بمشارکة فم المعدة و الحجاب الفاصل بین آلات الغذاء و آلات التنفس المسمی ذیافرغما. آن را برای خسروشاه پادشاه دیلم نوشت.

4. مقالة في أنّ أفضل استقسات البدن هو الدم. آن را برای صاحب بن عباد تألیف نمود.

5. کتاب المطابقة بین قول الأنبیاء و الفلاسفة

6. مقالة في الرّدّ علی الیهود

7. مقالة في أنّه لم جعل من الخمر قربان و اصله محرم (همان، ص 209ـ214).

 

عيسي بن صهاربخت


طبيبي از اهل جندي شاپور و در وقت خويش معروف و مشهور و صاحب تصانيف بوده است. عيسي مدتی به تنهايي و مدتی با مشاركت ابراهيم، مباشر بيمارستان جندي شاپور بود. كتاب «قوی الأدوية المفردة» از آثار اوست (قفطی، 1371ش.، ص 341 و ابن ابي‌أصيبعه، 1349ش.، ص500).

شیرشوع بن قطرب


از جندی شاپوریان است. او توجه خاصی به مترجمان داشت و بسیار حمایت مالی از آنان می‌نمود و با اعطای هدایا به دنبال به دست آوردن کتابی از آنها برای ترجمه بود و آثار سریانی را بیشتر از عربی می پسندید. او یکی از خوزیان است (ابن ابي أصيبعه، بی‌تا، ص 283).

دهشتك


از پزشکان معروف و مشهور زمان خود بود که مدتی ریاست بیمارستان جندی شاپور را بر عهده داشت. جبرئیل پسر بختیشوع می گوید:

«چون هارون الرشيد امر به تأسيس بيمارستاني نمود، من هم دهشتك رئيس بيمارستان گندي شاپور را احضار نمودم تا او را مسئول و رئيس بيمارستان نمايم. دهشتك از اين كار امتناع نمود و گفت: من حقوقي از دستگاه نمي‌گيرم و دولت هم براي بيمارستان گندي شاپور مساعدت‌هاي جاري و هميشگي ندارد. من و برادرزاده‌ام میخائیل بيمارستان جندي شاپور را براي خاطر خدا اداره مي‌كنيم». (قفطي، 1371ش.، ص 517 و ابن ابي‌أصيبعه، بی‌تا، ص 245).

عبيدالله بن جبرئيل بن عبدالله بختيشوع


وي طبيبي فاضل و در صنعت طب خوش دست بود. اصول و فروع طبي را در نهايت اتقان و استحكام مي‌دانست و از جمله ممتازان در علم طب و مطلعين در اين فن بود. او در ميافارقين اقامت گزید و معاصر ابن‌بطلان بود و با هم انس زيادي داشتند. عبيدالله بن جبرئيل در سال چهارصد و پنجاه و چند وفات نموده است. كتاب‌هاي عبيدالله بن جبرئيل به شرح زير است:

1. مقالة في الإختلاف بين الألبان. مقاله‌اي است در زمينه اختلاف بين شير‌ها. اين مقاله را براي يكي از دوستان خود در سال 447 هجری قمری نوشته است.

2. كتاب مناقب الأطباء. در اين كتاب قسمتي از احوال و آثار اطباء را نوشته و آن را در سال 423 هجری قمری تألیف نموده است.

3. كتاب الروضة الطبية

4. كتاب التواصل إلى حفظ التناسل. آن را در سال 441 تألیف نموده است.

5. رسالة إلى أستاذ ابي‌طاهر بن عبدالباقي المعروف به ابن‌قطرمين. در جواب مسئله‌اي در باب طهارت و وجوب آن است.

6. رسالة في بيان وجوب حركة النفس

7. كتاب نوادر المسائل. مطالب آن از علوم اوائل در طب گرفته شده است.

8. كتاب تذكرة الحاضر و زاد المسافر

9. كتاب الخاص في علم الخواص

10. كتاب طبايع الحيوان و خواصها و منافع أعضائها. اين كتاب را براي امير نصير الدوله تألیف نموده است (ابن ابی‌أصیبعه، بی‌تا، ص214

بختيشوع بن جبرئيل


طبيبي است در كمال حذاقت و از خاندان طبابت. پس از مرگ پدرش، پزشک مخصوص مأمون شد. در زمان خلافت واثق، محمد بن عبد الملك زيات و ابن‌ابي‌داود بر بختيشوع به علت اعتبار تمام و نام بلند و اشتهار به دانشمندي و سماحت، حسد بردند و با او دشمنی ورزيدند و پيوسته واثق را بر وي مي‌شورانيدند، تا اینکه در سال 230 هجری قمری حكم بر اخراج او به جندي شابور نمود و همه اموال او باز گرفت و بار دیگر در دورۀ متوکل به بحرین تبعید گردید و در سال 256 هجری قمری درگذشت. از آثار اوست:

1. کتاب في الحجامة علی طریق المسألة و الجواب

2. رسالته التي عملها إلی المأمون في تدبیر البدن جوابا عن کتابه یسأل ذلک

3. نصائح الرهبان في الأدویة المرکبة

4. رسالة فیها نکت من مخفیات الرموز في الطب

5. نبذة في الطب (ابن ابي أصيبعه، 1349ش.، ص 351ـ365).

بختیشوع بن یوحنا


وي در صنعت طب ممتاز بود و نزد خلفا و ديگران عنوان و احترامي داشت. وی طبيب مخصوص المقتدر بالله بود

یوحنا بن بختیشوع


وي طبيبي ممتاز، سر شناس، مشهور و مطلع به زبان های يوناني و سرياني بود و كتابهاي زيادي از يوناني به سرياني ترجمه كرده است. وي كتابي ‌به نام كتاب «فيما يحتاج إلیه الطبيب من علم النجوم» دارد (ابن ابي‌أصيبعه، 1349ش.، ص498ـ499).

شاپور بن سهل


شاپور دائماً در بيمارستان جندي شاپور مشغول معالجه بیماران بود. وی مردی دانشمند و عالم به خواص داروهای مفرده و ترکیب آنها بود. وی در سال 247 هجری قمری به خدمت متوکل خلیفه عباسی در آمد و به خلفای بعد از او هم خدمت کرد و در سال 255 هجری قمری وفات نمود. تألیفات او عبارتند از:

1. کتاب الأقرابادین کبیر که در 17 باب تدوین شده است و در بیمارستان به آن عمل می کردند تا آنکه قرابادین ابن‌تلمیذ تألیف گردید. از این کتاب نسخه ای در کتابخانه ملک شماره 4234 موجود است.

2. کتاب قوی الأطعمة و مضارها و منافعها موجود در کتابخانه حلب

3. کتاب الرّدّ علی حنین في کتابه في الفرق بین الغذاء و الدواء المسهل

4. کتاب القول في النوم و الیقظة

5. کتاب أبدال الأدویة

6. کتاب صنعة الأدویة المرکبة

7. کتاب الأشربة و منافعها و مضارها (سزگين،1380ش، ج 3، ص321).

سهل کوسج


وی به نام سهل کوسه (کوسج) و مکنی به ابوسابور (شاپور) بن سهل صاحب اقراباذین مشهور است. او اهوازی و ریشو بود و علت اینکه او را کوسه لقب دادند، بنابر صنعت تضاد می باشد. سهل در طب، دانا ولی مثل پسرش نبود. وی لهجه‌ای خوزی داشت و بسیار بذله گو بود. هزل او بر جد غلبه داشت. در سال 209 هجري قمري میان اطباء دورانش در ردیف یوحنای ماسویه، جورجیس بن بختیشوع، عیسی بن حکم، عیسی بن ابی خالد، زکریا طیفوری، یعقوب رئیس بیمارستان، حسن بن قریش، عیسی مسلم و سهل بن جبیر قرار داشت و در زمرة ایشان محسوب می‌گردید. در صحبت و بیان از آنها عقب بود؛ ولی از حیث معالجه از آنان کمتر نبود (ابن ابی‌أصیبعه، 1349 ش.، ص404).

 

ماسویه


ابویوحنا ماسویه 30 سال تمام در بیمارستان جندی شاپور به کار طبابت و کوبیدن ادویه  مشغول بود. به هیچ لسانی از ألسنه قرائت نکرده بود؛ اما به سبب تجربه و شناخت فراوان از ادویه، معرفتی تمام به امراض و علاجات آنها داشت. جبرئیل بن بختیشوع پزشک مخصوص هارون الرشید بنا به پیشنهاد دهشتک، رئیس بیمارستان جندی‌شاپور وی را به بغداد دعوت کرد. دهشتک در باره او چنین می گوید:

«او شخصیتی است که به هر درد و هر دوایی و علاج آنها معرفتی کامل دارد و بیمارستان جندی شاپور  به حق به وی دایر است. با داشتن او هر کدام از شاگردان خود را مسؤول بیمارستان بغداد نمایی، کارها به بهترین حالت پیش خواهد رفت؛ از این رو ماسویه برای انجام این مهم به بغداد فراخوانده شد». (قفطی، 1371ش.، ص517ـ518 و ابن ابی‌أصیبعه، بی‌تا، ص242ـ245).

سرجس


از شاگردان جورجيس در بیمارستان جندی شاپور می باشد. ابتدا جورجيس قصد داشت او را همراه با ابراهیم به پایتخت ببرد؛ سپس به علتی عيسي بن شهلافا را همراه برد. ظاهرا او همان سرجسی است که در کنار بزرگانی چون ابوقریش، عبدالله طیفوری و داود بن سرابیون در دستگاه هارون‌الرشید مشغول طبابت بوده است

ابراهیم


از شاگردان برجسته جورجيس در بیمارستان جندی‌شاپور می باشد. جورجيس پس از مشکلاتی که عيسي بن شهلافا ایجاد کرده بود به دستور منصور که توسط حاکم جندی‌شاپور ابلاغ شده بود ابراهیم را به بغداد اعزام نمود و در وصف او چنین گفت:

«أنا أنفذ إلی الخلیفة طبیباً ماهراً یخدمه إلی أن أصلح و أتوجه الیه»            (ابن ابی‌أصیبعه، بی‌تا، ص185). ترجمه: من طبیب ماهری را نزد خلیفه می فرستم که به خلیفه خدمت کند، تا آنکه حالم بهبود یافته و حضور خلیفه برسم. با رسیدن ابراهیم به بغداد، منصور او را احضار نمود و با او گفتگو کرد و تشخیص داد که این مرد مطلع و سریع‌الانتقال و در عین حال تند مزاج است و بدین ترتیب او را طبیب مخصوص خود نمود تا آنکه منصور وفات یافت (ابن ابی‌أصیبعه، 1349ش، ص322).

عیسی بن ماسرجیس


به احتمال قوی وی فرزند ماسرجویه مسیحی معروف و برادر صهاربخت و در نتیجه عموی عیسی بن صهاربخت می‌باشد. پس او طبق قاعده در آغاز قرن سوم هجری به کار طبابت اشتغال داشته است. از آثار او کتاب «الألوان» و کتاب «الروائح والطعوم» است

صهاربخت


ابویزید صهاربخت بن ماسرجیس که پدر وی ظاهراً همان ماسرجویه کهتر است به احتمال، در نیمة دوم قرن 2 هجری و نیمه اول قرن 3 هجری می‌زیسته است. صهاربخت «الکناش» جورجيس را تفسیر و تکمیل کرد و آن را به فرزندش عیسی اهدا نمود. از آثار او «شرح الکناش» است که نسخه‌ای از آن در کتابخانه آستان قدس با شمارة 5111 موجود است (همان، ص319).

ماسرجیس


وی مترجم سریانی به عربی بود و در طب شهرت داشت. از جمله آثار او می‌توان کتاب «قوی الأطعمة و منافعها و مضارها» و کتاب «قوی العقاقیر و منافعها و مضارها» را نام برد (ابن ابي‌أصيبعه، 1349ش.، ص503). سزگین (1380ش.، ج3، ص293) خاطرنشان می‌سازد که ابن ماسرجویه کهتر به احتمال زیاد مسیحی و از اهالی جندی شاپور بود. از پسرش عیسی در مآخذ به صورت پزشک و مؤلف یاد می‌شود. به احتمال زیاد وی پدر صهاربخت پزشک بوده که نامش در اثر به جا مانده از وی صهاربخت بن ماسرجیس آمده است. او پدر عیسی پزشک نیز بوده است. قطعات و کتاب‌هایی که تا کنون شناخته و به ماسرجویه نسبت داده شده‌اند ظاهراً به این یک نفر متعلق‌اند.

عيسي بن شهلافا


وي از شاگردان جورجيس بن بختیشوع در بیمارستان جندی شاپور بود. وقتی جورجيس ناگزیر شد که دو نفر از شاگردان به نامهاي ابراهيم و سرجس را با خود به بغداد ببرد پسرش بختيشوع به او گفت: عيسي بن شهلا را با خود ببر، زيرا كه او كاركنان و كارمندان بيمارستان را آزار مي‌دهد. لذا جورجيس، سرجس را گذارد و عيسي را با خود به جاي او به بغداد برد. در سال 152 هـ .ق. وقتی جورجیس بیمار شد و از خلیفه درخواست نمود که با بازگشت او به جندی‌شاپور موافقت نماید، عیسی‌بن شهلافا که دست پرورده خود بود را در بغداد نهاد، خلیفه از او سؤالاتی کرد و دریافت که بسیار تند مزاج ولی در صنعت طب حاذق و ماهر است. لذا به جورجیس گفت: شاگرد شایسته خود را معرفی کرده و چه خوب او را تعلیم داده‌ای (همان، ص184ـ186 و قفطي، 1371 ش.، ص341ـ342).

جبرئیل بن بختیشوع


وی مشهور به فضل و حسن تصرف در معالجه و مداوا بود. همتی عالی و پشتکاری جدی و نزد خلفا موقعیتی ممتاز داشت. در سال 175 هجری جعفر برمکی بیمار گردید و هارون الرشید بختیشوع را مسؤول درمان او نمود؛ ولی بختیشوع این مهم را به پسرش جبرئیل واگذار نمود و به جعفر برمکی گفت:

«إبني جبرئیل أمهر مني و لیس في الأطباء من یشاکله». (ابن ابی‌أصیبعه، بی‌تا، ص188) ترجمه: پسر من جبرئیل از من ماهرتر است و هیچ یک از اطباء به پای او نمی‌رسند و جبرئیل به خوبی از درمان او برآمد. از آثار اوست: «رسالة إلی المأمون في المطعم والمشرب»، «کتاب المدخل إلی صناعة المنطق»، «کتاب في الباه»، «رسالة مختصرة في الطب»، «کناش جبرئیل» و «کتاب في صنعة البخور» که برای عبدا... مأمون تألیف نمود (همان، ص201).

یازده طبیب در خاندان بختیشوع بوده‌اند که به برخی از آنها در این بخش با توجه به زمان حیاتشان اشاره شده است. گرچه عده ای از اطبای خاندان بختیشوع طبابت و خدمت خلفای عباسی را کرده‌اند، اما در تاریخ همه آنان به عنوان طبیب جندی شاپوری معروف می‌باشند و منبع دانش آنان جندی شاپور بوده است. غیر از خاندان بختیشوع پزشکان دیگر نیز با این دستگاه بزرگ علمی سر وکار داشتند (نجم‌آبادی، 1375ش.، ج 1، ص428).

بختيشوع بن جورجيس


پيوسته در بیمارستان جندي‌شاپور به مدیریت و طبابت اشتغال داشت. مدت کوتاهی در ايام مهدي عباسی برای درمان پسرش هادي به پایتخت آمد؛ ولی به علت سعایت مادر هادی به جندی‌شاپور بازگشت. در سال 171هـ .ق. هارون الرشيد دچار سردرد صعب العلاجي گردید و پزشکان در درمان آن فرو ماندند و بدین ترتیب بختیشوع مجدداً به پایتخت فرا خوانده شد. وقتی بختیشوع وارد مجلس گرديد با عربی و فارسی شروع به صحبت نمود. هارون الرشید از اطباء دربار، ابوقریش، عبدالله طیفوری، داود بن‌سرابیون و سرجس خواست تا با او سخن بگویند و سؤالات خود را مطرح نمایند. آنان عرض کردند در این جمع کسی نیست که بتواند با این شخص سخن بگوید، زیرا او و پدرش خالق کلام هستند و ذاتاً فیلسوف می باشند (همان، ص324). این گفته دلیلی بر مقام علمی بختیشوع بوده و نشان می‌دهد که طب جندی شاپور دارای روش منطقی و علمی بوده است. رشيد وي را گرامي داشت و خلعت‌های گرانمايه و مالي وافر بخشيد و فرمود: بايد كه او رئيس اطباء باشد و هيچ كس از صواب‌ديد وي تجاوز ننمايد. از کتاب‌های اوست: «کناش مختصر» و کتاب «التذکرة» که برای پسرش جبرئیل نوشت (همان، ص 325).

 

سید جلال مصطفوی کاشانی دکتر


متن سخنرانی مجید مصطفوی کاشانی فرزند مرحوم دکتر سید جلال مصطفوی در کنگره بزرگداشت حکیم سید اسماعیل جرجانی

با سلام و عرض ادب حضور اساتید محترم و دانشجویان عزیز‌،‌قبل از هر چیز لازم می دانم از طرف خود و خانواده مرحوم دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی از فرهنگستان علوم پزشکی و برگزار کنندگان کنگره بزرگداشت حکیم سید اسماعیل جرجانی تشکر و قدردانی کنم که این فرصت را در اختیار بنده گذاشتند تا ذکر خیری شود از آن زنده یاد به عنوان اولین پژوهنده و شارح کتاب ذخیره خوارزمشاهی .‌همچنین سپاسگزاری می کنم از زحمات و تلاش‌های مسئولین دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد و به ویژه جناب آقای دکتر محسن ناصری که ما را شرمنده محبت‌های خود کرده‌اند .

بیشتر...
ابوماهر موسی بن یوسف سیار شیرازی

ابوماهر موسی بن یوسف سیار شیرازی (درگذشتهٔ ۳۵۰ قمری/۳۴۰ خورشیدی) از پزشکان و اساتید علمپزشکی در قرون سوم و چهارم هجری و معاصر سلاطین دیلمی بود و نزد آنان معزز و محترم می‌زیست. ابوماهر نخستین کسی است که در شیراز به تعلیم و تربیت پزشکان می‌پرداخته و شاگردان نام‌آوری در مکتب او پرورش یافته‌اند. نامه دانشوران دربارهٔ او می‌نویسد «از جمله حکمای بزرگ و افاضل اطباست به فنون علوم حکمیه و صناعات طبیه مشهور و به اصابت رای و حذاقت در علاج معروف است. مولد و منشا آن طبیب ادیب  شیراز بوده و هم در آن شهر که مرکز اهالی علم و مرجع خداوندان دانش بوده به اکتساب فضایل و اقتناء کمالات به پرداخت و نیز به اخذ علوم حکمیه و صنایع طبیه اشتغال ورزید تا در کلیهٔ علوم فلسفه و طب ربطی کامل و حذاقتی بی‌‌نهایت پیدا نمود.» ابوماهر نخستین جراحی است که تاریخ پزشکی متذکر نام او شده‌است و کنیه ابوماهر نیز به دلیل مهارتی که در عمل ‌های جراحی داشت، تفویض شد‌است
ابوالحسن طبری


 

 ابوالحسن طبری

ابوالحسن طبری طبیب مخصوص رکن الدوله دیلمی وفات یافته در حدود سال 370 هجری قمری می باشد. او سالها نزد استاد خود ابو ماهر شیرازی در بیمارستان بصره  کارآموزی بالینی نموده و تجربیات بالینی گسترده ای بدست آورده است (. او در کتاب ارزشمند المعالجات البقراطیه دهها بار می نویسد "کنت اری ابا ماهر ..." ترجمه: بارها مشاهده کردم که ابو ماهر ]در مورد فلان بیماری اینگونه عمل می کرد[. ابوالحسن  همچنین کاشف عامل جرب (Sarcobtes Scabiei) می باشد

ميرزا سيد حسن خان نظام الحكماء


ميرزا سيد حسن خان نظام الحكماء

از موارد دیگر تجربه بالینی ارزشمند ميرزا سيد حسن خان نظام الحكماء با طب قدیم ایران در درمان پای تیر خورده ستار خان می باشد که شرح ماجرای آن از مکاتبه وزارت دربار با مجلس شوراي ملي در سال 1329 هجری قمری در  ذیل نقل می شود:"... براي استعلاج معزي اليه مجمعي از اطباي فرنگي و ايراني تشكيل و پس از ارائه جراحت و مشاوره با يكديگر به احتراز هلاكت متفقا به قطع پا رأي دادند.مگر آقاي ميرزا سيد حسن خان نظام الحكماء كه بدون قطع عضو معالجه سردار را به عهده حذاقت گرفته و پس از چندي كه به اتفاق آقاي لقمان الممالك "ميرزا زين العابدين خان" رئيس خلوت همايوني و اخوان خود به مداوا كوشيدند به ايفاي تعهدات خود موفقيت حاصل نمودند. اين معالجه نظام الحكماء و گذشته از اينكه قلوب جمله وطن پرستان را خرسند ساخت در مقابل اطباء فرنگ كه همگي بقاي وجود سردار ملي را به قطع پا منوط مي دانستند ايران را به داشتن اطباي حاذق نويد تمدن مي دهد

اعتمادالاطباء


اعتمادالاطباء

اقداماتی که تقریباً از اواخر دوره قاجار و بخصوص در زمان استقرار حکومت پهلوی صورت گرفت طب سنتی را به انزوا کشید و از عرصه قانونی و رسمی طبابت حذف کرد تا جائیکه به جز تعداد انگشت‌شماری از پزشکان که با سابقه علمی و آگاهی‌های شخصی از میراث طب ایرانی همزمان با کاربرد طب کلاسیک غربی بهره می‌گرفتند، عملاً استفاده از طب سنتی به درمان‌های خانگی یا توسط حکیمان و عطّاران فاقد تحصیلات رسمی منحصر گردید. از همان آغاز ورود و رسمیت یافتن طب غربی، مقاومت‌هایی توسط برخی از حکیمان در برابر حذف طب سنتی صورت می‌گرفت امّا این مقاومت‌ها هم به لحاظ نوآوری‌های خیره‌ کننده طب جدید، عدم تبحّر مدافعین طب سنتی در علوم روز و جایگاه قانونی و حکومتی طب جدید تقریباً اثری نداشت.

یکی از نوادر زمان که هم در زمینه طب سنتی صاحب‌نظر بود و هم در زمینه طب غربی تحصیلات رسمی داشت و به دفاع از جایگاه میراث پزشکی قرون و اعصار ایران در برابر تهاجم یک سو نگر طب کلاسیک و طرفداران بی چون و چرای آن و مخالفین غرب‌زدهٔ دانش بومی برخاست، مرحوم اعتماد الاطباء حاج میرزا حسین بن مرتضی قلی همدانی سلطانی (مشتهر به سلطان الاطباء) بود. وی که در سال 1284 هجری قمری در همدان و در خانوادهٔ نامدار پزشکی متولّد شده بود پس از تحصیلات مقدماتی در زادگاه خود و تبریز، در تهرانْ دوره تحصیلات رسمی پزشکی را در دارالفنون به انجام رسانید و از سال 1309 هجری قمری خدمات پزشکی خود را در سیستم نظامی کشور آغاز کرد و در سال 1311 هجری قمری به عنوان «طبیب حضور همایون» و بعدها در سال 1344 هجری قمری به عنوان معاون مریضخانه دولتی منصوب گردید.

اعتمادالاطباء با آگاهی‌های وسیعی که از طب سنتی و تسلّطی که به طب جدید غربی در زمان خود داشت با تألیف اثر گرانقدر خود تحت عنوان مقامع رشیق به دفاع منطقی و علمی از طب سنّتی پرداخت. اگرچه در متن کتاب از نگارشی نسبتاً سنگین و توأم با بکارگیری واژه‌های نامأنوس استفاده شده است امّا وقتی خواننده با اندکی توجّه و مراجعه به معانی لغات دشوار در زیرنویس، در محتوای آن تأمّل کند، بهره‌‌های فراوان از آن خواهد برد.

مؤلف مقامع رشیق در این کتاب به نابسامانی کاربرد طب جدید در زمان خود و غفلت از نکات ارزشمندی که برای تأمین و حفظ سلامت مهم است اشاره می‌کند و با انتقاد از کسانی که صرفاً با اتّکا به مدارک تحصیلی، ارزش تجربه و دانش واقعی را نادیده می‌انگارند، جنبه‌هایی از سوء رفتار و بی‌اعتنایی به مبانی اخلاقی پزشکی را نیز مطرح می‌نماید و در نهایت با ارائه مجموعه‌ای از معانیِ مصطلحات پزشکی، فرمول‌ها و دستورالعمل‌های درمانی و تجارب ارزشمند خود، پزشکان را به بهره‌گیری از آنها دعوت می‌کند. وی با ارائه شرح حال و تحلیلی از عملکرد پزشکی دو نابغه بزرگ طب ایرانی یعنی محمّد بن زکریّای رازی و ابوعلی سینا، کتاب را به پایان می‌برد.

این کتاب توسط دکتر حسین رضایی­ زاده تصحیح و به­ چاپ رسیده است.

دکتر امرالله احمدی

دکتر امرالله احمدی، از ایثارگران و جانبازان متعهد و متخصص، جراح و متخصص چشم‌پزشکی بود که سالیان دراز بیشتر...
میرزا حسین خان دکتر


میرزا حسین خان دکتر 

میرزا حسین خان دکتر خود از فارغ التحصیلان مدرسه دولتی دارالفنون در زمینه پزشکی است و به لحاظ موقعیت علمی ابتدا نشان درجه دوم علمی و سپس نشان درجه یک طلای علمی به وی اعطا شده است.

ایشان از شخصیت های علمی زمان خود بوده است، بطوریکه نگاهی به سوابق علمی نام برده این نکته را به وضوح نشان می دهد.

مفتاح الادویه ناصری یکی از مهمترین کتب علمی و درسی داروشناسی بر اساس طب اروپایی است که در آغاز قرن 14 هجری در ایران منتشر و تدریس شده است. این کتاب در حقیقت تقریرات استاد میرزا حسین خان دکتر است که توسط شاگرد وی امین الاطبا میرزا عبدالحسین تبریزی نگارش یافته و بصورت کتاب در آمده است. اهمیت این کتاب علی رغم گذشت زمانی نزدیک به 120 سال در این است که در برزخ ورود طب اروپایی به ایران اصطلاحات هر دو طب اروپایی و ایرانی را با هم در آن می توان یافت و سبک نگارش کتاب حاکی از تسلط صاحبان اثر به هر دو دانش طب اخلاطی و طب رایج است؛ بعلاوه این کتاب به لحاظ سیر تاریخی تحولات پزشکی نیز منبع قابل استناد و قابل تحقیقی است.

اما میرزا عبدالحسین خان تبریزی فرزند حاجی مختارخان که در حقیقت شاگرد میرزا حسین خان دکتر و او نیز از فارغ التحصیلان دارالفنون و ملقب به امین الاطباء است که علاوه بر کتاب مفتاح الادویه، رساله مختصری از او در بیماری آنفولانزا بجای مانده است.

این کتاب در سال 1309 هجری قمری به صورت سنگی چاپ شده است. مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی, طب اسلامی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران 150 نسخه از روی نسخه چاپ سنگی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی, چاپ نموده که در کتابخانه مؤسسه و دانشگاههای علوم پزشکی کشور و دانشکده های طب سنتی موجود است.

حكيم لطيف قزويني


حكيم لطيف قزويني

کتاب "فواید الطفیّه" که اکنون 152 سال قمری از تالیف آن می گذرد، از حکیمی بی نشان به نام "لطیف قزوینی" به دست ما رسیده است. جستجو در تذکره ها، شرح حال­نامه­ها، کتب تاریخ پزشکی دوران قاجار و نیز پایگاه های اینترنتی برای یافتن سرگذشت وی، کاوشی بی­مراد بود و سرانجام به فرجام نرسید.

نسخه خطّی کتاب "فواید الطفیّه" در کتابخانۀ حضرت آیة الله مرعشی در قم نگهداری می شود و بر اساس فهرست نگاری کتابخانه ملّی از نسخ خطّی پزشکی گویا نسخۀ دیگری از آن- چه در کتابخانه های رسمی و چه در مجموعه های خصوصی شناخته شده- موجود نیست. کتاب در سال 1277 ه.ق یعنی درپایان ثلث اوّل سلطنت ناصرالدّین شاه قاجار( سلطنت1313-1264 ه.ق) تالیف و به وی پیشکش شده است.

بیشتر...
اخوینی بخارای


اَخَوِيْنى‌ِ بُخاري‌، ابوبكر ربيع‌ بن‌ احمد، پزشك‌ سدة ق‌. آگاهيهاي‌ اندكى‌ كه‌ از زندگى‌ وي‌ در دست‌ است‌، از اثر معروف‌ او كتاب‌ هداية المتعلمين‌ فى‌ الطب‌ گرفته‌ شده‌ است‌. بیشتر...

ابوسهل مسیحی

اَبو سَهلِ مَسيحي، عيسي بن يحيي مسيحي جرجاني (د پس از 400ق/1010م) پزشك، فيلسوف، ستاره شناس و رياضي دان ايراني. از زندگي وي آگاهي اندكي در دست است. بیشتر...
ابن هندو

ابوالفرج علی بن حسین بن هندو طبیب، فیلسوف، کاتب و ادیب معروف ایرانی در نیمۀ دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری زندگی می‌کرد. بیشتر...
ابن نفیس

ااِبْنِ نَفیس، ابوالحسن (ابوالعلاء) علاءالدین علی بن ابی الحزم ابن نفیس قرشی (د 687ق/1288م)، پزشک مشهور دمشقی و کاشف گردش ریوی خون که در ادب، منطق، فلسفه و علوم دینی نیز دستی قوی داشت. بیشتر...
ابن مندویۀ اصفهانی

بوعلی احمد بن عبدالرحمان فیلسوف، پزشک و داروشناس مشهور قرن چهارم و پنجم هجری بوده است. بیشتر...
ابن ماسویه


اِبْن‌ِ ماسويه‌، ابوزكريا يوحنا (يحيى‌) بن‌ ماسوية خوزي‌ (ح‌ 163 يا 172-243ق‌/780 يا 788-857م‌)، پزشك‌ ايرانى‌ نژاد و مسيحى‌ نسطوري‌. بیشتر...

ابن‌قُفّ


اِبْن‌ِ قُف‌ّ، امين‌الدوله‌ ابوالفرج‌ بن‌ موفق‌الدين‌ يعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ كَرَكى‌ (630 - 685ق‌/1233-1276م‌)، پزشك‌ و نويسندة مشهور مسيحى‌ سوري‌. بیشتر...

ابن سینا

اِبْن‌ِ سينا، ابوعلى‌ حسين‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ سينا (370- 428ق‌/980- 1037م‌)، بزرگ‌ترين‌ فيلسوف‌ مشايى‌ و پزشك‌ نامدار ايران‌ در جهان‌ اسلام‌. بیشتر...
ابن سرابیون.

اِبْن‌ِ سَرابيون‌، يوحنّا بن‌ سرابيون‌ (سرافيون‌) بن‌ ابراهيم‌، پزشك‌ و دولت‌ مرد سُريانى‌ زبان‌ كه‌ تا نيمة قرن‌ 3ق‌/9م‌ مى‌زيسته‌ است‌. بیشتر...
ابن رضوان


اِبْن‌ِ رِضْوان‌، ابوالحسن‌ على‌ بن‌ رضوان‌ بن‌ على‌ بن‌ جعفر، منجم‌، پزشك‌ و فيلسوف‌ مصري‌ (د پس‌ از 459ق‌/1067م‌). او خود در شرح‌ المقالات‌ الاربع‌ تاريخ‌ تولد خود را در 356 يزدگردي‌ (377 ق‌) ياد كرده‌ است‌ (مشكوة، 3(2)/863). بیشتر...

ابن ربن طبری

اِبْن‌ِ رَبَّن‌، ابو الحسن‌ على‌ بن‌ سهل‌، معروف‌ به‌ ابن‌ ربن‌ طبري‌، آشنا به‌ علوم‌ دينى‌، پزشك‌ داروشناس‌ مشهور ايرانى‌ سدة 3ق‌/9م‌. مهم‌ترين‌ آگاهيهايى‌ كه‌ دربارة زندگى‌ او در دست‌ است‌، اطلاعاتى‌ است‌ كه‌ خود در دو كتاب‌ فردوس‌ الحكمة و الدين‌ و الدولة آورده‌ است‌. بیشتر...
ابن جزار

اِبْن‌ِجَزّار، ابوجعفر احمد بن‌ ابراهيم‌ بن‌ ابى‌ خالد جزار (د 369ق‌/ 979م‌) پزشك‌ و مورخ‌ مشهور مغربى‌. نخستين‌ گزارشگر زندگى‌ اين‌ دانشمند، ابن‌ جلجل‌ (د 377ق‌/987م‌) است‌ كه‌ گزاش‌ او با اندكى‌ كاستى‌ و افزودگى‌ منشأ نوشته‌هاي‌ بعدي‌ شده‌ است‌. بیشتر...
ابن تلمیذ






اِبْن‌ِ تلميذ، ابوالحسن‌ هبةالله‌ بن‌ ابى‌ العلاء (يا ابى‌ الغنائم‌: ابن‌ خلكان‌، 6/69) صاعد بن‌ هبةالله‌ بن‌ ابراهيم‌ ملقب‌ به‌ موفق‌ الملك‌ و امين‌الدوله‌ و سلطان‌ الحكما (قفطى‌، 340؛ ابن‌ ابى‌ اصيبعه‌، 2/268) و معروف‌ به‌ ابن‌ تلميذ، پزشك‌، داروشناس‌، اديب‌ و شاعر مسيحى‌ بغدادي‌. بیشتر...
ابن بطلان








اِبْن‌ِ بُطْلان‌، ابوالحسن‌ مختار (يا يوانيس‌1) بن‌ حسن‌ بن‌ عبدون‌ ابن‌ سعدون‌ بن‌ بطلان‌ (د پس‌ از 455ق‌/1063م‌)، پزشك‌ مسيحى‌ بغدادي‌. وي‌ مدتى‌ نزد ابوالفرج‌ عبدالله‌ بن‌ طيب‌ بغدادي‌ طب‌ و فلسفه‌ خواند (ابن‌ ابى‌ اصيبعه‌، 2/238) و بزرگ‌ترين‌ شاگرد و مورد احترام‌ فراوان‌ او بود (قفطى‌، 207). بیشتر...
ابن بیطار




  بیشتر...
ابن ابی صادق نیشابوری

بیشتر...
حاج محمّد جوهرچی


بیشتر...

ابن الیاس


ابن الیاس
نجم الدین محمود بن الیاس از دانشمندان ناحیه فارس در قرون هفت و هشت هجری است. او درخشان‌ترین دنباله خاندان دانشور خود بود که در ناحیه فارس صاحب اشتهار بودند و چنان‌چه از مآخذ و تراجم پیداست، عادتاً دانش طب، آگاهی‌های فقهی و فضایل ادبی را تواماً به میراث می‌برده‌اند. هر چند نجم الدین، جامع علم الابدان وعلم الادیان بود، اما آثار شناخته شده وی تنها شامل مباحث طبی است، این آثار عبارتند از: کتاب الحاوی فی علم التداوی، الرشیدیه، کتاب التشریح، کتاب الاغذیه والاشربه، رساله الثلجیه یا رساله البلخیه، کتاب اسرارالنکاح، شرح فصول بقراط و رساله غیاثیه.

بیشتر...
ابن جزله


ابن جزله
ابوعلی یحیی بن علی بن جزله بغدادی شاگرد ابوالحسن سعيد بن هبه‌الله است او علاوه بر پزشکي در علوم ادبي و فلسفه نيز صاحب نظر بود ليکن مولفات و اشتغال وي بيشتر در زمينه طب بوده است.
ابن‌ابي‌اصيبعه در کتاب عيون الانباء في طبقات الاطباء درباره او مي نويسد وي در آغاز نصراني بود سپس اسلام آورد و کتابي نيز در اثبات حقانيت اسلام بر اساس منابع مسيحي تاليف کرد وي که معاصر المقتدي بالله خليفه عباسي بود کتاب تقويم الابدان و برخي ديگر از آثار خود را بنام وي نوشته است.

بیشتر...
ابن‌بطلان


ابن‌بطلان
در قرن پنجم هجري در ميان اطباي دنياي اسلام طبيب و حکيمي بنام ابوالحسن المختار بن الحسن بن عبدون بن سعدون بن بطلان البغدادي مي‌زيسيته که به ابن‌بطلان معروف شده است. وي نصراني و اهل بغداد بود. ابن‌بطلان بزرگترين شاگرد ابوالفرج بن الطيب به‌شمار مي‌رفت که به‌قول قفطي در سال 444 هجري در انطاکيه درگذشت.
براي او آثار متعددي را برشمرده‌اند از جمله، کتاب المدخل الي الطب، کتاب دعوه الاطباء، کتاب وقعه الاطباء، عمدة الطبیب فی معرفة النبات، و چندين مقاله ديگر.

بیشتر...
اعتمادالاطباء


اعتمادالاطباء
اقداماتی که تقریباً از اواخر دوره قاجار و بخصوص در زمان استقرار حکومت پهلوی صورت گرفت طب سنتی را به انزوا کشید و از عرصه قانونی و رسمی طبابت حذف کرد تا جائیکه به جز تعداد انگشت شماری از پزشکان که با سابقه علمی و آگاهی های شخصی از میراث طب ایرانی همزمان با کاربرد طب کلاسیک غربی بهره می گرفتند، عملاً استفاده از طب سنتی به درمان های خانگی یا توسط حکیمان و عطّاران فاقد تحصیلات رسمی منحصر گردید. از همان آغاز ورود و رسمیت یافتن طب غربی، مقاومت هایی توسط برخی از حکیمان در برابر حذف طب سنتی صورت می گرفت امّا این مقاومت ها هم به لحاظ نوآوری های خیره  کننده طب جدید، عدم تبحّر مدافعین طب سنتی در علوم روز و جایگاه قانونی و حکومتی طب جدید تقریباً اثری نداشت.
بیشتر...

بهاء‌الدوله رازی


بهاء‌الدوله رازی
تقریبا حدود 600 سال پس از نابغه بی‌مانند و پیشگام پزشکی ایران یعنی محمّد بن زکریای رازی، شخصیت استثنائی دیگری در دنیای پزشکی ظاهر شده که در حد خود یک نابغه دیگر و در مثل، یک تکرار از شخصیت رازی بود. وی فرزند شاه قاسم پسر سید محمد حسین نوربخش (مؤسس طریقت نوربخشی) بود.
تاریخ ولادت بهاء‌الدوله رازی به درستی روشن نیست لیکن شواهدی در دست است که نشان می‌دهد او درحوالی سال 915 هجری قمری در میانسالی و در کشمکش‌های رقابت فرقه‌ای احتمالا توسط عوامل وابسته به شاه اسماعیل صفوی بطور مرموزی به قتل رسیده باشد.

بیشتر...
حاجي بابا شيرازي


حاجي بابا شيرازي:
حکیم مصلح و طبیب نوآور، مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی، معروف به «حاجی بابا» و ملقب به ملک الاطباء، از حکما و دوست‌داران اهل بیت (ع) در سال 1290 هجری قمری به دنیا آمد و در تحصیل علوم دینیه و ادبیه و ذوقیه و طبیه همت گماشت. او جزء آخرین حلقه های سلسلة طلائی طب سنتی می باشد که هم زمان با ورود طب فرنگی در برابر کسانی که بی چون و چرا به حذف طب ایرانی و استقبال بی قید و شرط از طب جدید غربی می کوشیدند به رویارویی علمی پرداخت و در این تلاش با تألیف رسالة جوهریه عوارض جانبی تعدادی از داروهای جدید را مطرح نمود.

بیشتر...
حاجی زین العطار


حاجی زین العطار
شاید بزرگترین داروساز دوره مغول، علی بن حسین انصاری معروف به حاجی زین الدین عطار باشد که در سال 729 هجری قمری در شیراز به‌دنیا آمد، پدرش حسین انصاری نیز از اطبای به‌نام بود. حاجی زین الدین سرآمد اطبای فارس در قرن هشتم هجری قمری بوده و به‌همین جهت مورد توجه و احترام بزرگان عصر قرار گرفته و به‌عنوان طبیب مخصوص شاه شجاع مظفری انتخاب شده است.وی در سال 806 هجری قمری درگذشت.

بیشتر...
حكيم شمس‌الدين احمد


حكيم شمس‌الدين احمد
نويسنده كتاب جامع و ارزشمند خزائن‌الملوك حكيم شمس‌الدين احمد می‌باشد.از سال تولد و وفات وی اطلاعی در دست نیست لیکن از این‌که او کتابش را به ملکه ویکتوریا که بین سالهای 1317-1253 ه-ق سلطنت داشته، هدیه کرده می‌توان دریافت که وی در این زمان می‌زیسته است.

بیشتر...
حكيم لطيف قزويني


حكيم لطيف قزويني
کتاب "فواید الطفیّه" که اکنون 152 سال قمری از تالیف آن می گذرد، از حکیمی بی نشان به نام "لطیف قزوینی" به دست ما رسیده است. جستجو در تذکره ها، شرح حال‌نامه‌ها، کتب تاریخ پزشکی دوران قاجار و نیز پایگاه های اینترنتی برای یافتن سرگذشت وی، کاوشی بی‌مراد بود و سرانجام به فرجام نرسید.
نسخه خطّی کتاب "فواید الطفیّه" در کتابخانه حضرت آیة الله مرعشی در قم نگهداری می شود و بر اساس فهرست نگاری کتابخانه ملّی از نسخ خطّی پزشکی گویا نسخه دیگری از آن- چه در کتابخانه های رسمی و چه در مجموعه های خصوصی شناخته شده- موجود نیست. کتاب در سال 1277 ه.ق یعنی درپایان ثلث اوّل سلطنت ناصرالدّین شاه قاجار( سلطنت1313-1264 ه.ق) تالیف و به وی پیشکش شده است.

بیشتر...
حکیم ارزانی


حکیم ارزانی:
یکی از پزشکان دانشمند ایرانی مقیم هندوستان که در زمان پادشاهی اورنگزیب عالمگیر (1069-1118) شیراز را به قصد هند و دربار فرهنگ‌پرور او ترک کرده است. وی که در اصل محمد اکبر بن میرمقیم است.

بیشتر...
حکیم اعظم خان


حکیم اعظم خان
حکیم محمد اعظم خان چشتی معروف به ناظم جهان فرزند سلطان الاطباء حکیم شاه اعظم خان سیستانی الاصل مصطفی آبادی یکی از نوادر تاریخ پزشکی هند اسلامی است. او در تاریخ 13 آوریل 1901 میلادی (1317 هجري قمري) وفات يافت. این حکیم پرکار پارسی‌نویس که پس از حکیم شاه ارزانی در مکتب پزشکی هند می‌درخشد با دو واسطه شاگرد علویخان بوده است. وی اهتمام به تألیف داشت و با وجود مراجعه بسیار بیماران به وی و شلوغی مطب از تألیف غفلت نمی-ورزید.

بیشتر...
حکیم شفایی


حکیم شفایی
حکیم شرف الدين حسن بن حکیم ملای اصفهانی پزشک و داروساز و شاعر خوش قريحه معاصر شاه عباس و مورد علاقه او بود. وی علم طب را از پدرش حکیم مظفر ( او نیز معروف به حکیم شفایی است) و برادرش حکیم نصیر فراگرفت و در جلوخان مسجد جامع اصفهان مطب داشت. او که صاحب کتاب معروف قرابادين شفايي است از جمله پزشکاني می‌باشد که به هنگام سلطنت سلطان اکبر شاه بابري در هند اسلامي، اصفهان را ترک و به هندوستان مهاجرت کرد. وي که معاصر شيخ بهايي و ميرداماد بود در سال 966 هجری قمری به‌دنیا آمد و در هفتاد و دو سالگي در سال 1037 هجري قمري وفات يافت.

بیشتر...
حکیم میسری


حکیم میسری
حکیم میسری صاحب اولین اثر منظوم در علم پزشکی به‌نام دانشنامه است. وی علم پزشکی را نزد استادان فن تحصیل کرده و خود نیز شاگرد یا شاگردانی داشته، چنانچه گاهی شاگرد خود را مخاطب قرار داده ونصایح ارزشمندی در طبابت به شعر می آورد.
حکیم میسری که در قرن چهارم می‌زیسته ایرانی و احتمالاً اهل خراسان است. او علت فارسی سراییدن اثرش را فارسی زبان بودن بیشتر هموطنانش بیان می‌کند. وی دانشنامه‌‌اش رابا ستایش خدا و نعت حضرت رسول اکرم (ص) آغاز کرده و اهل بیت (ع) را در نهایت خلوص ستوده است. آن‌چنان‌که حکیم میسری در دانشنامه‌اش ذکر می کند نگارش کتاب را در سال 367 شروع نموده و در سال 370 هجری قمری و در سن 46 سالگی به‌پایان رسانده است.

بیشتر...
حکیم یوسفی هروی


حکیم یوسفی هروی
یوسف بن محمد بن یوسف هروی، معروف به حکیم یوسفی یا مولانا یوسفی فرزند محمد بن یوسف صاحب کتاب معروف بحرالجواهر (کتابی در شرح لغات پزشکی) می‌باشد. یوسف بن محمد ظاهراً از اهالی خواف خراسان بود که سالها در هرات می‌زیست و سپس به هندوستان رفته و در دربار ظهیرالدین محمد بابرشاه و پسرش همایون‌شاه نیز هم‌چنان مورد احترام و توجه بود و سمت دبیری در دربار او را داشت.

بیشتر...
خواجه نصیرالدین طوسی


خواجه نصیرالدین طوسی
خواجه نصیرالدین طوسی، یکی از حکما، فلاسفه، ریاضی‌دانان و منجمان بزرگ اسلام و ایران است. وی در سال 597 هجری قمری در شهر طوس به‌دنیا آمد.
خواجه مقدمات علوم را در طوس آموخت و نزد پدر تحصیل فقه و حدیث نمود، سپس به نیشابور رفت و در محضر اساتیدی مانند فریدالدین داماد نیشابوری و قطب‌الدین مصری، اشارات و قانون بوعلی را فراگرفت. وی در اکثر علوم زمان مخصوصاً ریاضی سرآمد اقران بود.

بیشتر...
سيد اسماعيل جرجاني


سيد اسماعيل جرجاني
امير سيد، امام زين‌الدين ابوابراهيم اسماعيل بن حسن بن محّمد بن محمود بن احمد حسيني جرجاني ملقب به زين الدين، شرف الدّين، ابي‌الفضائل، معروف به سيد اسماعيل جرجاني از پزشكان و دانشمندان نامدار ايران و جهان در سده هاي پنجم و ششم هجري است. وی در سال 434 هجري قمري (1042 م) در گرگان زاده شد و پس از 97 سال زندگي پربركت در سال531 هجری قمری ( 1136 م) در مرو درگذشت.

بیشتر...
سيد محمد حسين علوي عقيلي خراساني شيرازي


سيد محمد حسين علوي عقيلي خراساني شيرازي:
عقيلي طبيب بزرگ قرن 12 هجري قمري در خانواده‌اي زندگي ‌نموده كه همه از بزرگان عرصة طب در روزگار خود بوده‌اند. او از نوادگان سيّد مظفر الدين حسين خراساني است كه از جمله اطباي خراسان و از بزرگان خاندان عقيلي است كه به شيراز رفت و در آنجا ساكن شد.

بیشتر...
عبدالکریم قزوینی


عبدالکریم قزوینی
پدر عبدالکریم، محمد یحیی از علمای محترم دربار شاه سلطان حسین صفوی بود. سال تولد عبدالکریم معلوم نشده اما تاریخ وفات وی در سال 1134 هجری قمری ذکر شده است. ت عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی بر
آثار او عبارتند از نظم الغرر ونضد الدرر، اصداف الدرر فی ترجمه الغرر، الدعوات و الاحراز، ترجمه مشروح بخشی از نهج_البلاغه، الدر البین، ترجمه برءالساعه محمدبن زکریای رازی و ترجمه و شرح رساله حفظ الصحه ابن سینا که او خود آن را «الدر النفیس للشیخ الرئیس » میخواند.

بیشتر...
عمادالدین محمود


عمادالدین محمود
حکیم عمادالدین محمود بن مسعود شیرازی در پزشکی و حکمت سرآمد اطبای زمانه بود. تاریخ تولد و وفات او را فقط از روی نوشتجات خودش و دیگران می توان کشف کرد که به‌این ترتیب او در بیش از نیمی از قرن شانزدهم میلادی زندگی می کرده است.
عمادالدین از یک خانواده پزشک بود، پدرش محمودبکر نامیده می شد و چشم پزشک شاه عباس بود.

بیشتر...
محمد بن محمد عبدالله


محمد بن محمد عبدالله
محمد بن محمد عبدالله بن محمود از پزشكان هند اسلامي است كه كتاب حاضر را به نام سلطان زمان خود سلطان سعيد  بهادرخان در حوالي سال 910 هجري قمري تأليف كرده است.

بیشتر...
محمّد مؤمن تنکابنی


محمّد مؤمن تنکابنی
محمدّ مومن حسینی پسر میرزا محمّد زمان تنکابنی دیلمی است. اجداد مؤلف از تنکابن به‌سمت اصفهان حرکت کرده و در آن‌جا که پایتخت پادشاهان صفوی بوده سکونت گزیده‌اند. به گفته خود مؤلف، اجدادش در دربار پادشاهان صفوی طبیب مخصوص بوده‌اند. وی نیز طبیب مخصوص شاه سلیمان صفوی بود و در علم طب و کلام تبحّر داشت. حکیم مؤمن کتاب معروف خود را برای شاه سلیمان تألیف نموده است و وجه تسمیۀ آن به "تحفة‌المومنین" یا "تحفه حکیم مومن" از روی اسم مؤلف «محمدمومن» می‌باشد.

بیشتر...
منصوربن احمد شیرازی


منصوربن احمد شیرازی
منصور بن محمد بن احمد بن یوسف بن الیاس شیرازی، پزشک پارسی نگار سده هشتم هجری قمری است. وی معاصر خواجه حافظ شیرازی است و بین سالهای 710 تا 740 هجری قمری به‌دنیا آمده است. وی نویسنده آثار زیر می‌باشد:
تشریح منصوری: این کتاب اث‍ری  اس‍ت  ب‍ه  ف‍ارس‍ی در ت‍ش‍ری‍ح  اع‍ض‍ا و ج‍وارح  و ب‍دن  ان‍س‍ان  ک‍ه  ب‍طور م‍خ‍ت‍ص‍ر در ی‍ک  م‍ق‍دم‍ه ، پ‍ن‍ج  م‍ق‍ال‍ه  و ی‍ک  خ‍ات‍م‍ه  ب‍ی‍ان  ش‍ده  و ب‍ه  ام‍ی‍رزاده  م‍ی‍رم‍ح‍م‍د ب‍ه‍ادرخ‍ان از فرزندان تیمور گورکانی  ت‍ق‍دی‍م  گ‍ردی‍ده  اس‍ت.

بیشتر...
ميرزا عليخان ناصرالحكماء


ميرزا عليخان ناصرالحكماء
ميرزا علي خان ناصرالحكماء (معروف به دكتر ميرزا علي خان) فرزند شيخ عبدالجليل (طبيب) بن زين العابدين اصفهاني به سال 1284 هجري قمري متولد شده است او كه از فارغ التحصيلان رشته پزشكي مدرسه دارالفنون بود مدت 4 سال در همان مدرسه به عنوان معلم رياضي و پس از آن به عنوان معلم طب، جراحي، كحالي (چشم پزشكي)، حكمت طبيعي (فيزيولوژي) اشتغال داشت.

بیشتر...
میرزا حسین خان دکتر


میرزا حسین خان دکتر
میرزا حسین خان دکتر خود از فارغ التحصیلان مدرسه دولتی دارالفنون در زمینه پزشکی است و به لحاظ موقعیت علمی ابتدا نشان درجه دوم علمی و سپس نشان درجه یک طلای علمی به وی اعطا شده است.
ایشان از شخصیت های علمی زمان خود بوده است، بطوریکه نگاهی به سوابق علمی نام برده این نکته را به وضوح نشان می دهد.

بیشتر...
نور الدین محمد شیرازی


نور الدین محمد شیرازی
در میان شخصیت‌های دانشمندی که در عهد صفويه شيراز را ترك نموده و به دربار پادشاهان دانش‌دوست بابری هند مهاجرت کرده‌اند از حكيم عين الملك شيرازي - پدر نورالدين محمد عبدالله شیرازی –می‌توان نام برد. نورالدين محمد که از نوادگان دختری محقق دوانی است نزد دائي خود ابوالخيربن مبارك پزشكي را آموخت و مورد توجه شاهزاده محمد داراشكوه (پسر ارشد شاه جهان پادشاه هند و برادر سلطان اورنگ زيب) بود. او پزشكي هنرمند، اديب و فيلسوف بود.

بیشتر...