صفحه اصلی دکتر ناصری دکتر ناصری و خبرگزاریها مصاحبه دکتر ناصری با روزنامه کیهان 27 تیر 86
مصاحبه دکتر ناصری با روزنامه کیهان 27 تیر 86 مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط vafa   
پنجشنبه ، 6 مرداد 1390 ، 06:11

طب سنتي ايران در گفت وگو با دكتر محسن ناصري پزشكي پيشه اي بود كه سلامتي را نگاه دارد

احمد حقيقي- صادق مهدي غفراني
طي سالها و قرون متمادي ايرانيان طلايه داران دانش، هنر و علم و ادب جهان بودند و جويندگان علم و دانش در سراسر دنيا از آبشخور فكري دانشمندان اين مرز و بوم سيراب مي شدند. نقش آفريني كم نظير بزرگان علم و دانش اين سرزمين در شكل گيري نهضت هاي علمي و توسعه جوامع نه تنها بركسي پوشيده نيست، بلكه روز به روز بيشتر جلوه مي كند و از همين روست كه برخي كشورهاي كم پيشينه در پي مصادره بزرگاني نظير مولانا، ابن سينا، ابوريحان و ديگراني هستند كه جملگي از فلات تمدن خيز ايران برخاسته اند.
يكي از زمينه هاي علمي كه دانشمندان اين قوم در آن خودش درخشيده اند همانا دانش طب است. شيخ الرئيس ابوعلي سينا، محمدبن زكرياي رازي، حكيم سيداسماعيل جرجاني، ابن نفيس و علي بن عباس اهوازي تنها گوشه اي از نامهاي بزرگي هستند كه جهانيان را براي هميشه وامدار تلاش و مجاهدت علمي خود ساخته اند.
پس از سالها يكه تازي دانشمندان مشرق زمين، درپي بروز اختلافات بنيان برافكن و وادادگي در برابر هجمه همه جانبه غربيان، اين دانش مهم و بومي نيز مانند ساير دستاوردها مهجور ماند و فرصتي براي خودنمايي نيافت. اكنون اما با درماندگي دانش نوين پزشكي دردرمان برخي بيماريها، مجددا نهضت بازگشت به طب سنتي و بومي در كشورمان و برخي كشورهاي تمدن ساز مشرق زمين رونق پيدا كرده است. پس از موفقيت كشورهاي چين و هند در ادغام طب سنتي خود در سيستم بهداشت و درمان سراسري، تلاشهايي براي بهره گيري از دانش طب سنتي ايران آغاز شده است. راه اندازي دبيرخانه آموزش طب سنتي در وزارت بهداشت و ايجاد دوره هاي تخصصي طب سنتي در برخي دانشگاههاي علوم پزشكي دراين خصوص قابل اشاره است.
به همين بهانه به سراغ يكي از تلاشگران عرصه طب سنتي رفتيم و نظرات وي را پيرامون نقش و جايگاه طب بومي ايران جويا شديم.
مصاحبه اي را كه پيش رو داريد، حاصل گفت وگوي ما با دكتر محسن ناصري استاديار فارماكولوژي دانشگاه علوم پزشكي شاهد است.
¤ طي سالهاي اخير در محافل پزشكي از طب جايگزين و مكمل زياد سخن گفته مي شود ماساژتراپي، طب سوزني، هوميوپاتي... نظر جنابعالي در اين خصوص چيست و اصولا چه نيازي به طب جايگزين وجود دارد؟
- طب جديد علي رغم توانمندي ها و ارزش هاي خود در درمان بعضي بيماريها به ويژه بيماري هاي مزمن با مشكلاتي مواجه است، هم اكنون كه با شما صحبت مي كنم حدود 6هزار بيماري وجود دارد كه طب جديد نتوانسته براي آنها درماني پيدا كند. در نتيجه به اين امراض عنوان بيماري هاي يتيم اطلاق شده، از سال 1970 ميلادي حركتي شروع شد تا براي درمان اين بيماريها راهكاري انديشيده شود ابتدا تلاشها معطوف به يافتن راه هاي درماني جديد، آلترناتيومديسين (طب جايگزين) نام گرفت پس از چهار پنج سال اين رويكرد تعديل شد يعني ضمن قبول دستاوردهاي پزشكي جديد به راهكارهاي طب سنتي هم توجه شد در نتيجه طب جايگزين جاي خود را به طب مكمل داد به هر حال هدف پزشكي در هر مكتب پزشكي درمان بيمار است به شرطي كه شيوه هاي درمان مؤثر باشد، عوارض جانبي آن قابل قبول باشد، نسبت هزينه به كارايي منطقي و قابل قبول باشد و نيز همخواني فرهنگي وجود داشته باشد، مكتب پزشكي برتر مكتبي است كه اين چهار خصيصه را دارا باشد. پزشكي آينده، پزشكي چندبعدي است.
¤ فكر مي كنيد مجامع علمي ما و به طور عمده دانشگاه هاي علوم پزشكي چه قدر اين پديده طب مكمل را پذيرفته اند، به هرحال آنچه كه ما در رسانه ها مي بينيم حاكي از مقاومت هايي است كه در خصوص اين شيوه هاي درماني ديده مي شود به عنوان مثال همين موضوع حجامت...
- وزارت بهداشت به هر حال متولي سلامت جامعه است و اقدامات اين وزارتخانه در جهت منافع آحاد مردم است ، منتها وزارت بهداشت دنبال اين هم هست كه از شارلاتانيسم و خطاهاي پزشكي جلوگيري كند و روشهايي را بياورد كه مردم حداكثر استفاده را بكنند با كمترين هزينه و عوارض، تاكنون نيز وزارت بهداشت جمهوري اسلامي، اقدامات خوبي را انجام داده است، از جمله دبيرخانه آموزش طب سنتي و راه اندازي دوره تخصصي طب سنتي ايران در 3 دانشگاه علوم پزشكي شاهد، تهران و ايران يكي از اين اقدامات است در هر صورت عمده اقدامات انجام شده در خصوص طب سنتي و مكمل بايد معطوف به تقويت و اشاعه طب سنتي ايران باشد چرا كه طب سنتي ايران علاوه بر اينكه كارآمد است، همخواني فرهنگي با تفكر اسلامي و ايراني دارد و مي تواند ما را به ريشه هاي اصيل خود بازگرداند.
¤ آيا طب سنتي ايران هم اكنون در اختيار ما هست از نظر منابع، اساتيد...
- بله- طب سنتي ما، طب ابن سيناست، طب رازي است، طب ابوالحسن طبري است اين بزرگان همه ايراني هستند البته اگر ديگراني آنها را مصادره نكنند؟!!
¤ اگر اينگونه است چرا دانش جويان خود را به كشورهاي ديگر مي فرستيم؟ مثلا اخيراً تعدادي از دانشجويان پزشكي براي سپري كردن دوره طب سوزني به چين اعزام شده اند.
- اين موضوع را بايد كساني كه آنان را اعزام كرده اند، پاسخگو باشند.
¤ سؤالم را اينگونه مطرح كنم كه اگر طب سنتي ايران مكتب قابل توجهي است چرا ما بايد براي كسب معلومات آن به ساير كشورها مراجعه كنيم، آيا طب سنتي آنها چيز ديگري است؟
- بله؛ قطعاً مكتب ها فرق مي كند به هر حال آن دوستان به كشور چين اعزام شدند، براي فراگيري طب سنتي چين رفته اند، در اين كشور طب سنتي مختص چين وجود دارد و ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه 40درصد خدمات پزشكي و درماني كشور ياد شده به عهده طب سنتي است چرا كه اين كشور يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت دارد. چنين جمعيت انبوهي اگر مصرف خودسرانه و فزون از حد داروهاي شيميايي داشته باشند، آنگونه كه متأسفانه كشور ما به آن مبتلاست، خيلي زود به زانو درمي آيند.
¤ بسيار خوب آقاي دكتر، فرمايش شما قبول... طب سنتي خوب، طب سنتي كارا، ولي واقعاً اگر اينطور بود چرا نتوانست در مقابل طب نويني كه از اروپا وارد كشورمان شد باقي بماند و رقابت كند؟
- اين موضوع دلايل زيادي دارد. در اين مورد كتابهاي زياد نگاشته شده است مثلا كتاب دارو مسئله پزشكي قرن تاليف مرحوم استاد دكتر سيد جمال مصطفوي مورد خوبي است.
پاسخ سؤال شما به صورت مختصر اين است كه وقتي تهاجم علمي اتفاق افتاد بسياري از ويژگي هاي فرهنگي و دستاوردهاي تمدني ساير كشورها مورد هجمه واقع شد، غربي ها بدنبال يكسان سازي بازار بودند و در مورد مقوله سلامت و درمان، غربي ها آمدند مكتبهاي پزشكي بومي را از بين بردند و اگر بپرسيد چرا، خواهم گفت دليلش شكل دادن بازار دارويي 450 ميليارد دلاري در سطح جهان است و در اين خصوص ذكر برخي حقايق تاريخي بسيار تاسف بار است براي نمونه در سال 1910 ميلادي در همين كشور چين طب سنتي جرم تلقي شد و در ايران در سال 1290 شمسي طب سنتي جرم تلقي شد و بعدها در دوره رضاخان به شدت اين سياست دنبال شد.
اين يكسان سازي در عصر ما هم به شدت از سوي كشورهاي استكباري با ابرزارهايي مثل مد، ماهواره و تلويزيون دنبال مي شود. يعني يكسان سازي نيازها براي توليد انبوه شركتهاي چندمليتي و سودهاي هنگفت، ولي وقتي توليد بومي باشد آن گاه صحبت از يكسان سازي نيازها و فروش اجناس وارداتي به اين سادگي ها ميسرنيست در نتيجه براي اينكه نيازهاي بشر در همه جوامع از شرقي تا غربي متناسب با توليد شركتهاي چند مليتي شكل بگيرد دستاوردهاي بومي مورد هجمه غربي ها قرار گرفت و باز توليد اين اقدامات در پزشكي، شكل گيري نگاه سوداگرانه است. ببينيد اكنون در پزشكي اصل دارو و درمان است چرا كه بازار دارويي، بازار بسيار مهم و سودآوري است در حالي كه در گذشته اصل معاينه و پيشگيري بود نه دارو و درمان...
درگذشته طبيب يار و همدم بيمار بود، مريض خود را كاملا مي شناخت اما الان پزشك حتي جواب سلام او را نمي دهد و با مختصر سؤالاتي او را روانه آزمايشگاه و راديولوژي مي كند. همه اينها هزينه هاي هنگفتي به مردم و دولت وارد مي كند.
¤ بله و اين حقيقت را هم نمي توان كتمان كرد كه اكثريت قريب به اتفاق پزشكان ما، فراورده هاي گياهي و سنتي را ترجيح نمي دهند به عبارت ديگر در مقايسه با تركيبات شيميايي، قطعا تركيبات دارويي شيميايي ترجيح داده مي شود...
- علت احتمالاً عدم شناخت كافي از روشهاي درماني ديگر است.
¤ آقاي دكتر برگرديم به طب سنتي ايران، آيا شما مدعي هستيد كه طب سنتي ايران حرفي براي گفتن دارد؟
- بله قطعاً، طب سنتي ايران مي تواند به عنوان يار و ياور پزشكي جديد و به عنوان همكار ،پاره اي از معضلات بهداشتي و درماني را حل كند.
طب سنتي ايران مجموعه دانش هاي پزشكي است كه در رابطه با بهداشت درمان و پيش گيري نسل اندر نسل در طي قرون متمادي امتحان و كارايي خود را پس داده است. مثلاً طب سنتي ايران طبق تجربيات بنده مي تواند در درمان سردردهاي مزمن عملكردي، ريميت آلرژيك، ريفلاكس معده و مري و...مؤثر باشد.
در ايران طب سنتي به دو دسته تقسيم مي شوند
يك سري طب سنتي مكتوب، همين حالا حدود 25 هزار منبع پزشكي اصيل داريم.
و اگر بخواهيد چند نمونه از اين ميراث مكتوب را معرفي كنيد...
مهمترين آن، قانون ابن سيناست، كتاب ارزشمند الحاوي محمدبن زكرياي رازي، همين طو ركتاب عظيم و گهربار كامل الصناعه از علي بن العباس اهوازي كه اگر كتاب قانون ابن سينا نبود شايد مهمترين مرجع پزشكي طب ايران بود .جالب است كه اشاره كنم كتاب قانون حكيم ابوعلي سينا 300 سال كتاب مرجع پزشكي در دانشگاه هاي جهان بود، شما اگر بررسي كنيد خواهيد ديد هيچ كتابي 300 سال كتاب اصلي آموزش پزشكي در دانشگاه هاي جهان نبوده است.
از ديگر كتاب ها مي توان به كتاب ذخيره خوارزم شاهي اثر گران سنگ سيداسماعيل جرجاني اشاره كرد .همچنين كتاب ديگر او اغراض طبيعه قابل ذكر است، خلاصه الحكمه عقيلي خراساني مثلا الموجز في الطب ابن نفيس، قانونچه چغميمي و رساله افيونيه عمادالدين محمود شيرازي و هزاران رفرنس كه بسيار قابل توجه است.
بسياري از اين تجربيات و دستاوردهاي بشري سر از كشورهاي اروپايي و مغرب زمين درآورده و نكته تأسف بار آنكه كه اينها كه اين روزها دم از كپي رايت و حق مؤلف مي زنند، اشاره اي هم نكرده اند كه از چه كسي اين دانش را به عاريت گرفته اند و در بعد ديگر طب سنتي ايران دانش شفاهي است كه سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيده است، از اين دانش شفاهي هم اكنون شايد بتوان به شيوه هاي درماني اقوام اصيل ايراني و به طور مثال عشاير ما اشاره كرد. اين دانش ها مي تواند گنج بزرگي براي توسعه دانش بشري باشد.
سؤال اين است در طول همه اين سالها ايرانيان زخم هاي خود را چگونه درمان مي كردند، سوختگي ها را چگونه التيام مي دادند، دست و پاي آنها هيچ گاه نشكسته؟ اگر شيوه هاي درماني كارآمد نبود كه با فوج فوج بلايي كه در طول تاريخ بر سر اين قوم آمده بايد منقرض مي شدند. شيوه هاي سنتي طب ايران در عشاير ناحيه زاگرس هنوز ديده مي شود، اين شيوه كاملا علمي است حتي در دانشگاه هاي معتبر دنيا در مقاطع پيشرفته فوق تخصص به آن پرداخته مي شود نظير اتنو فارماكولوژي (داروشناسي بومي) يا اتنومد يسين (پزشكي بومي) همين حالا در كشورهاي اروپايي پزشكاني هستند كه در طب سنتي تخصص دارند براي اين كار آموزش ديده اند، در كشور ما واقعا چنين دانش بومي وجود دارد، تجربياتي به قدمت تاريخ اين مردم، متأسفانه در سايه بي توجهي و خودباختگي در مقابل غرب ،اين دانش بومي در كشورمان مهجور مانده و در كمال تاسف بزرگان طب سنتي ما يا خيلي كهنسال شده اند يا فوت كرده اند و يا خانه نشين هستند و بايد هرچه زودتر دستگاه هاي مسئول به سراغ آنها بروند و دانش آنان را براي نسل هاي بعدي مدون كنند.
¤ آقاي دكتر اين دانش طب سنتي كه شما اشاره كرديد و بزرگاني كه نام برديد اينها منبعث از فرهنگ ملي ماست يا پس از ورود اسلام شكل گرفته؟ چون به هر حال فكر مي كنم از دانش مكتوب و مدون ايرانيان پيش از اسلام چيزي باقي نمانده...
-ببينيد طب سنتي ايران كه مي گوئيم خوب قبل از اسلام قطعا وجود داشته و سابقه اي بس طولاني دارد. شاهد مدعا رونق دانشگاه جندي شاپور در حداقل 200 سال قبل از ورود اسلام به ايران است. پس از اسلام آوردن ايرانيان، نقش پررنگ پزشكان ايراني را در دربار خلفاي عباسي بويژه شاهد هستيم. پزشكاني كه اكثريت قريب به اتفاق آنان تربيت شدگان مكتب جندي شاپور بودند...
¤ ولي آثار دانشمندان جندي شاپور به دست ما نرسيد...
-متأسفانه بسياري از توليدات علمي بي نظير جندي شاپور از ميان رفت ولي نكته اميدواركننده اينكه به بسياري از اين آثار در منابعي كه بعدها توليد شد و اكنون در دسترس محققان است اشاره شده، مثلا محمدبن زكرياي رازي به كتابي اشاره مي كند به نام خوزيا خوزي كه به اين منبع حدود 300بار رفرنس يا ارجاع داده است وقتي كه رازي كه حكيم بزرگي بوده 300بار به اين دانشنامه پزشكي، كد و آدرس مي دهد ،مشخص است كه منبع يادشده چقدر مهم بوده است، و نكته جالب اينكه رازي در ارجاعات خود مي گويد في جامع الخوز، و اينكه وقتي صحبت از جامع مي شود يعني منبع مورد نظر تكست بوك (منبع اصلي) بوده، قاعده تكست بوك نويسي شايد در كل مجامع علمي دنيا، 50 سال سابقه ندارد اما دانشمندان جندي شاپور هزار سال پيش به اين قاعده عمل مي كردند يعني بزرگان علمي در برخي مسائل اتفاق نظر مي كردند، يعني اجماع مي كردند و بعدها اين يافته ها را كتاب مي كردند.
¤ اما در محافل علمي كمتر شنيده ايم كه از مكتب مثلا پزشكي ايرانيان سخن به ميان آمده باشد، جالينوس يا بقراط يا مثلا سينوهه را شنيده ايم اما ايرانيان نه، ما مي دانيم كه بزرگاني بوده اند ولي در سطح جهان بايد قبول كرد كه دستاوردهاي دانشمندان ايراني ناشناخته مانده...
-مگر مي شود ايران تمدن جهاني داشته باشد، طب نداشته باشد، مكتب علمي نداشته باشد، زماني مرزهاي جغرافيايي ايران از مصر تا چين وسعت داشته، پايه گذار بسياري از راه هاي مواصلاتي كنوني از جمله كانال سوئز ايرانيان بوده اند، پست ايده ايرانيان بوده است، دانش نجوم به حد اعلا در ايران وجود داشته مگر مي شود لشگركشي كرد به استعداد 800 هزار نفر و كيلومترها مسافت پيمود بدون پزشك، منجم وجود نداشته باشد، راه سازي نباشد، نقش ايران در فرهنگ و تمدن دنيا را نمي توان ناديده گرفت، اين چيزي نيست كه با تبليغات بتوان آن را كتمان كرد يا منكر شد.
¤ به بحث اصلي بازگرديم آقاي دكتر استوانه هاي درمان در طب سنتي ايراني كدامند؟ به عبارت ديگر اصول درمان طب سنتي ما را چه چيزهايي تشكيل مي دهد؟
- سؤال خوبي است، قبل از آن بهتر است اشاره شود طب سنتي ايران پيشگيري را مقدم بر درمان مي داند، طب سنتي ايران بر 3 اصل استوار است، ضمن آنكه اين طب مبتني بر پيش گيري است نه درمان. در اين مكتب پزشك براي پيش گيري تربيت مي شود. در كتاب هدايه المتعلمين كه نخستين متن پارسي پزشكي است مربوط به قرن سوم هجري قمري، آمده است كه بجشكي (پزشكي) پيشه اي بود كه سلامتي را نگاه دارد و چون رفته بود باز آرد از روي علم و عمل. در زمان حاضر پزشك در مطب خود مي نشيند تا مريض ببيند در حاليكه در گذشته پزشك تربيت مي شد تا افراد سالم را سالم نگه دارد.
در مقدمه كتاب دهكده سلامتي اشاره ظريفي شده كه گاندي رهبر استقلال هند دعوت شد براي افتتاح بيمارستاني در يكي از ايالتهاي هند. وي در جواب دعوت آنان گفت هر زمان كه شما بيمارستاني را تعطيل كرديد مرا در جمع خود خواهيد ديد. اما پاسخ سؤال شما، درمان در طب سنتي ايران بر 3 اصل استوار است، تدبير بالاغذيه، يعني غذا درماني، كه باز هم مبتني بر بهداشت است، 60 درصد درمان بر غذا درماني استوار است، بعد از غذا درماني نوبت دارو درماني است، تدبير بالادويه، يعني دارو درماني همزمان با رعايت غذايي، چرا كه دارودرماني بدون رعايت غذايي امكان ندارد بلكه حتي بيماري عود مي كند علت عود بسياري از بيماري هاي مزمن اين است. و اقدام سوم كارهاي يدي (دست) است يكي از اين كارهاي دستي دلك است كه به انجام دهنده آن دلاك مي گويند. چيزي كه امروزه به ماساژ و ماساژور معروف شده يا فصد (رگ زدن)، زالودرماني، روغن درماني، اين ها روش هاي فرعي طب سنتي است نه اصلي اگر كسي هر يك از اين كارهاي فرعي را عمده كند و به عنوان طب سنتي اصلي ارائه كند، طبعاً كار درماني نمي كند.
¤ آقاي دكتر اين روزها سريالي از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود كه مورد توجه مردم قرار گرفته و در آن يك پزشك خانم با فشار گرفتن يا كنترل واكنش هاي پا به علت بيماري پي برد شنيديم كه شما هم از اين روش استفاده مي كنيد.
- اين روش علمي است با نام رفلكسولوژي يا درمان با استفاده از واكنش هاي نقاطي در كف دست يا پا. اين شيوه مختص به طب سنتي ايران است و اسناد آن هم وجود دارد، حكيم بزرگ ابن سينا به اين روش مي گويد غمز يعني فشار، ابن سينا در كتاب خود 200 يا 300 بار عبارت غمز را به كار برده است كه مواردي كاملا اشاره شده به غمز درماني يعني طب فشاري، مباني اين علم در طب سنتي ما وجود دارد ولي طي 500 سال اخير به ساير كشورها رفته و آنها در اين خصوص كار كرده اند، عيب هم ندارد و ما مي توانيم از يافته هاي آنها استفاده كنيم منتها با مباني خودمان، ببينيد! آن چيزي كه امروز از ماساژور در ذهن ما نقش بسته كاملا از طب سنتي ما الگوبرداري شده، در طب سنتي ايران به ماساژ مي گويند دلك يا تدليك، وقتي مي گوئيم دلاك به طرف برمي خورد ولي وقتي صحبت از ماساژور مي شود بسياري به وجد مي آيند!
¤ آقاي دكتر اين روش درماني مبتني بر واكنش هاي دست و پا بسيار جالب به نظر مي رسد، به طور واضح شما در اين روش چه مي كنيد؟ آيا جريان عصبي را دنبال مي كنيد، واكنش به عكس العمل ها را بررسي مي كنيد و يا...
-يكي از روش هاي جانبي كه استفاده مي كنيم علاوه بر ماساژ و درمانهاي فرعي كه اشاره شد گرفتن فشار است، با اين تفاوت كه ما از مباني طب خودمان استفاده مي كنيم. رفلكسولوژي كنوني ريشه هايش در آيور ودا و طب چيني است، چيزي كه مورد توجه شماست، با اين فرض كه مثلا انرژي هاي مثبت را تقويت كنند.
¤ بحث درمان با استفاده از گرفتن فشار يا فشار درماني مبحثي است كه به علت نو بودن جالب است در اين خصوص چه توضيحاتي براي خوانندگان ما داريد؟ بويژه آنكه اخيراً يك سريال تلويزيوني پخش مي شود كه با شيوه هاي درماني خاص علاقه مندان زيادي را به خود جلب كرده است.
- بله سريال جواهري در قصر كه ساخت كشور كره است و در آن به مباني مكتب طب سنتي شرق آسيا مي پردازد.طب فشاري يا فشردن نقاط مختلف در كف دست و پاها. رفلكسولوژي علمي است كه در طب هند وچين ريشه دارد، در طب سنتي ايران غمز ناميده مي شود.
¤ مواردي كه در اين سريال مطرح مي شود، واقعيت دارد؟
- تا حدودي، البته كشور كره از ساخت چنين برنامه هايي اهداف خود را تعقيب مي كند به هر حال ملتي كه ريشه هاي خود را نمي شناسد گاهي فريب غرب را مي خورد، گاهي شرق...
دانشمندي به نام كارل هومل اهل كشور آلمان در آذرماه 1347شمسي در جمع دانشجويان ايراني مقيم اين كشور گفته بود نسل جوان ايراني وظيفه دارد كه نتايج حاصل از پيشرفت هاي موجود در غرب را به ايران منتقل كند ولي اين به تنهايي كافي نيست بلكه لازمتر آن است كه ايراني ها همراه اين پيشرفتها از عمق تمدن، ادبيات و زبان خود نيز آگاه گردند اين صحبت هاي يك دانشمند غربي است از موضع علمي كره اي ها از كشورها اروپايي و آمريكا الگوبرداري مي كنند يعني براي سيطره اقتصادي بر بازارهاي ساير كشورها بدنبال فرهنگ سازي و آماده كردن بسترهاي مورد نياز هستند به واقع آنها بدنبال ايجاد بازار براي محصولات كارخانجات ال جي و سامسونگ هستند. ولي در حيطه هاي دانشگاهي و علمي آنها به دنبال مشاركت و همكاري نيستند نگاه كنيد در برنامه هاي خود در فلان فيلم اين دارو را مطرح مي كنند و بعد به فاصله چند روز تبليغات آن را در ماهواره ها مي بينيم كه مثلا فلان گياه به چه كار مي آيد؟ زيبايي! و لطافت پوست را موجب مي شود در نتيجه همزمان آن محصول را در عطاري هاي خود مي بينيم.
¤ بسيار خوب از اين بحث خارج شويم در خصوص غمز مي فرموديد و راهكارهاي طب سنتي ايران زمين...،
غمز يكي از روشهاي دستي است كه در طب سنتي ايران كاربردهاي خاص خود را داشته است مثلا ابن سينا در درمان استفراغ بارداري از غمز دست و پا يا طب فشاري استفاده كرده است.
¤ آقاي دكتر بحث درمان از روي پا چطور؟ آيا در مكتب پزشكي ايران به چنين موردي اشاره شده است يا خير؟
- بله- به شكلهاي مختلف مثلا در كتاب تحفه المؤمنين كه مؤلف آن پزشك شاه تهماسب صفوي است اشاراتي به اين شيوه درماني شده و جالب است كه بگويم اين كتاب تحفه بوده يعني به مهمانهاي خارجي دربار شاه تهماسب صفوي پيش كش مي شده است. در اين كتاب اشاره شده كه مثلا اگر يك تركيب گياهي را به صورت ضماد بر كف پا بمالند انزال زودرس درمان مي شود يا در خصوص سردرد سيداسماعيل جرجاني طبيب بزرگ ايراني درمان آن را پاشويه با گياه بابونه معرفي مي كند. يا مالش اطراف سر را مطرح مي كند (ماساژ امروزي) اتفاقاً اين شيوه هاي درماني بسيار هم كارآمد است.
¤جمله اي از ابوعلي سينا