صفحه اصلی دکتر ناصری دکتر ناصری و خبرگزاریها مصاحبه دکتر ناصری با مجله درمانگر
مصاحبه دکتر ناصری با مجله درمانگر مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط vafa   
دوشنبه ، 14 مرداد 1392 ، 14:30

پتانسیل بالای طب سنتی ایران برای ادغام در سیستم بهداشت و درمان
مجله درمانگر:سال سوم،شماره 11و 12


نویسنده :
دكتر محسن ناصري استاديار فارماكولوژي دانشگاه علوم پزشكي شاهد است. وي از سال 1376 تا كنون در مراكز مختلفي از جمله شوراي تدوين و بررسي فرآورده‌هاي طبيعي معاونت دارو و غذا در وزارت بهداشت، شبكه تعيين استراتژي گياهان دارويي معاونت پژوهشي وزارت بهداشت؛ شوراي آموزش پزشكي سنتي و مكمل، شاخه طب سنتي و اسلامي فرهنگستان علوم پزشكي؛ شورايعالي مركز تحقيقات و مطالعات پزشكي، طب اسلامي و مكمل دانشگاه علوم پزشكي ايران و … عضويت دارد.

از ايشان مقالات متعددي در مجامع علمي ارايه شده يا در نشريات متعبر داخلي و خارجي به چاپ رسيده است. همچنين كتاب‌هاي دهكده سلامتي يا روش زندگي و تغذيه در طب سنتي ايران، دستنامه آموزش مقدماتي طب سنتي ايران و درمان بيماري‌هاي پريودنتال (مشاركت در تدوين) از ايشان به چاپ رسيده است.

دكتر محسن ناصري به خصوص در دهه اخير نقش فعالي در احيا و توسعه طب سنتي ايران داشته‌اند. با ايشان درباره طب سنتي ايران به گفت‌وگو نشسته‌ايم.

 

چگونه با طب سنتي ايران آشنا شديد؟

آشنايي بنده با طب سنتي ايران به اوايل انقلاب برمي‌گردد. در سال‌ 1358 در دبيرستان كمال دانش‌آموز ممتاز رشته رياضي بودم. دانشگاه علم و صنعت هم نزديك خانه ما بود. خيلي از دوستان مي‌‌گفتند مدرسه كه تمام شد، همين جا مي‌روي دانشگاه. دو ماه به كنكور مانده بود، انقلاب فرهنگي شد و بعد هم دانشگاه‌ها تعطيل شد. ديدم فرصت خيلي خوبي است كه دنبال صرف و نحو و مطالعه علوم اسلامي بروم. اوايل انقلاب بود و جوان‌ها انگيزه خيلي قوي داشتند كه بيشتر راجع به حديث و قرآن و … اطلاعات داشته باشند. به طور جدي مطالعه كتاب‌هاي اصيل اسلامي را شروع كردم و مدتي هم نزد مرحوم محمدعلي عابدي و اساتيد ديگر تلمذ كردم. بعد براي ادامه تحصيل علوم اسلامي به قم رفتم. ولي متاسفانه در آن‌جا به التهاب روده بزرگ مبتلا شدم. با مصرف كمي آب خنك يا هندوانه دچار دل‌درد مي‌شدم و هر چه دوا درمان مي‌كردم، جواب نمي‌گرفتم. اين دردها باعث شد كه به تهران برگردم. بيماري‌ام ادامه داشت، ضمن آن‌كه درس و بحث را در تهران ادامه دادم.

همواره فكر مي‌كردم در حالي كه خداوند حكيم هيچ مشكلي را فروگذار نكرده؛ اين كه من درمان نمي‌شوم به اين دليل است كه يا پزشكان مشكل دارند يا داروها مشكل دارند يا من مشكل دارم. درمان يكي از نيازهاي اساسي بشر است و خداوند حكيم در اين باره راه‌هاي ساده‌اي قرار داده است. منتهي چون كارم در اين زمينه نبود نمي‌دانستم چه بايد كرد.

روزي از خيابان انقلاب تقاطع لاله‌زار رد مي‌شدم، دستفروشي بساط كتابهايش را پهن كرده بود، جلو رفتم و در بين كتاب‌ها، كتابي كه جلدش كمي پاره شده بود و ضمنا روي آن لكه‌هاي چاي بود نظرم را جلب كرد. اسم كتاب «لزوم نهضت پزشكي» يا «لزوم تجديد نظر در اصول و مباني طب امروز» بود و نويسنده‌اش استاد دكتر سيد جلال‌الدين مصطفوي كاشاني. گمشده خودم را پيدا كرده بودم. اين كتاب مي‌گفت مباني پزشكي دچار مشكل است. خوب، من پزشكي بلد نبودم. كتاب هم در حوزه پزشكي و پر از اصطلاحات و مفاهيم پزشكي بود كه آن‌ها را به درستي درك نمي‌كردم ولي چارچوب كتاب را به خوبي درك مي‌كردم. محقق به آسم اشاره كرده بود و  سير تاريخي و روش  درمان اين بيماري را بررسي كرده و نشان داده بود كه روش كنوني طب براي درمان بيماري‌ها دچار نقص است. دكتر مصطفوي اشاره كرده بود كه در طب جديد مدت‌ها در درمان آسم به استناد همه متون معتبر پزشكي از ترياك و مشتقات آن استفاده مي‌شده‌ است و دانشمندان پس از چندين سال متوجه شدند كه مصرف اين دارو موجب افزايش مرگ و مير مي‌شود.

ايشان نشان داده بودند كه يك روش درماني غلط سال‌ها در جهان پزشكي و در سراسر دنيا روش رايج بوده، و چقدر مرگ و مير داده است. بعد دكتر مصطفوي نقل كرده بودند كه هزار سال پيش ابن‌سينا فرموده در درمان بيماران آسمي تركيبات ترياك  مصرف نكنيد. چگونه است كه يك دانشمند جهان اسلام هزار سال پيش فهميده كه نبايد اين دسته از داروها را مصرف كرد و پزشكي امروز علي‌رغم وجود چنين امكانات گسترده‌اي دچار چنين خطايي مي‌شود. اين نشان مي‌دهد كه اگر بشر به تاريخش توجه مي‌كرد، دچار چنين خطاي بزرگي نمي‌شد. به‌هر حال اين كتاب به نظرم جالب آمد و تصميم گرفتم نويسنده‌اش را پيدا كنم. بالاخره بعد از مدتي تلاش شماره تلفن منزل ايشان را پيدا كردم. زنگ زدم و گفتم كتابتان را خوانده‌ام و علاقمندم كه شما را ببينم و ايشان هم با خوشرويي به من وقت ملاقاتي دادند. اتاقي كه من براي اولين بار در آن استاد دكتر مصطفوي را ملاقات كردم، دورتادورش قفسه‌هاي كتاب بود و وسط اتاق هم ميزي پر از كتاب قرار داشت. بين ميز و كتابخانه‌ها راه باريكي بود. به هر حال ايشان با بزرگواري مرا پذيرفتند و مدتي خدمت ايشان در رفت و آمد بودم. بعد از چند جلسه مشكلم را با ايشان در ميان گذاشتم و ايشان كاغذي برداشتند و با خط زيبايي نام چند گياه دارويي را نوشتند و من هم مصرف كردم و بيماري‌ام بهبود پيدا كرد. بعد از آن بود كه من تصميم گرفتم پزشكي بخوانم و اين نقطه عطفي در زندگي بنده شد.

به هر حال اولين سرنخ‌هاي آشنايي من با طب سنتي اين كتاب و استاد دكتر مصطفوي و برخورد صحيح ايشان با يك جوان بود. و من فكر مي‌كنم بنده احيا شده اخلاق و رفتار يك دانشمند بزرگ هستم. استادي كه سال‌ها استاد اخلاق پزشكي بودند و به موضوع اخلاق در روابط انساني توجه كامل داشتند.

در سال 65 كه وارد دانشكده پزشكي شدم، از ديدگاه خاصي به موضوع طب نگاه مي‌كردم. مطالعاتم را ادامه دادم و با اساتيدي كه مستعد بودند بحث مي‌كردم. افرادي بنده را تشويق مي‌كردند از جمله دكتر روشن‌ضمير، دكتر پورغلامي اساتيد فارماكولوژي دانشگاه شهيد بهشتي كه در مجله رازي هم رفت و آمد داشتند. روزي به من گفتند مطالبت را بنويس تا در مجله چاپ كنيم و اين براي من تجربه تازه‌اي بود. شروع كردم و اولين كاري كه نوشتم با نام «نظام احسن و تحقيق» چاپ شد. و مبناي مقاله اين بود كه اگر ما معتقد باشيم جهان آفرينش داراي نظم و ترتيب است، در اين صورت تحقيق هم الفبايي پيدا مي‌كند. در اين حالت تحقيق يك موضوع اتفاقي نيست بلكه كاري هدفدار است و در واقع محقق بايد بتواند رموز جهان آفرينش را كه به دست حكيمي توانا نوشته شده، كشف كند و بخواند. در اين صورت است كه تحقيق شيرين مي‌شود، يعني راهي مي‌شود در جهت دست يافتن به اسرار الهي، نه اين كه تحقيق وسيله‌اي باشد در دست سرمايه‌داري جهت كسب درآمد بيشتر. در واقع آن مقاله با ديدگاه حكمتي و قرآني نوشته شده و هدف آن اين بود ‌كه اگر ما عقلانيت جهان آفرينش را قبول كنيم تحقيق خيلي ساده‌تر مي‌شود تا اين كه فرض كنيم همه پديده‌هاي جهان  اتفاقي است و به تبع آن تحقيق هم كلافي سردرگم و امري اتفاقي است.

در واقع دانشمندان بزرگ ما، موحدهاي بزرگي هم بودند يعني اسرار الهي را مي‌كاويدند. نمونه‌اش ابن‌سينا، ضمن آن‌كه فيلسوف است، دانشمندي است كه مي‌گويد هر جا در لطايف علوم درمي‌ماندم به مسجد جامع مي‌رفتم  و نماز مي‌گزاردم و هيچ مشكلي نبود كه بر من گشوده نشود.

به هرحال دوران دانشجويي براي من دوران خيلي جالبي بود و مدام دغدغه‌ام اين بود كه در كجاي طب مي‌توان اين مسايل را گنجاند و از چه ديدگاهي بحث كرد.

بعد هم در رشته فارماكولوژي ادامه تحصيل دادم و خوشبختانه با اساتيد ديگري از جمله استاد محمد عبادياني و استاد خسروي همداني آشنا شدم و به وضوح درك كردم كه طب سنتي ايران توانايي حل بعضي معضلات پزشكي را دارد. مثلا براي رينيت آلرژيك، سينوزيت مزمن، ريفلاكس معده به مري، دردهاي عضلاني و استخواني، ميگرن و سردردهاي مزمن؛ درمان‌هاي جالبي در طب سنتي ايران وجود دارد. اين نكات بنده را مصمم و مصمم‌تر مي‌‌كرد كه بايد در اين حيطه كار كرد و در كنار روش‌هاي درماني طب جديد، از روش‌هاي طب سنتي هم بهره برد. و تعصبي هم از اين بابت نداشت.  در طب سنتي نيز برخي بيماري‌ها را صعب‌‌العلاج يا لاعلاج ذكر كرده‌اند، ولي خوشبختانه براي تعدادي از مشكلات طب جديد،  طب سنتي ايران، درمان‌هاي ساده و كم‌هزينه‌اي وجود دارد و اين است كه طب سنتي ايران را پراهميت مي‌كند. و چنانچه اين روش‌ها بتواند در كنار روش‌هاي درماني ديگر به مردم كشورمان و مردم جهان خدمت‌رساني كند،‌ در توسعه علمي و فرهنگي كشور بسيار حايز اهميت است.

 

نقش دولت در توسعه طب سنتي در نظام بهداشت و درمان چگونه است؟

دولت‌ها به عنوان حافظان منافع ملي لازم است كه به منافع اصلي و درازمدت مردمشان توجه داشته باشند و سياست‌ها و راهكارهاي مناسب را به كار گيرند. قطعا حركت‌هاي بدون كمك دولت، راه به جايي نبرده و حكومت‌ها بايد همراه باشند براي اين كه نظام كلي بهداشتي درماني كشور را بهبود دهند. ما كم نداشتيم امثال دكتر احمديه، دكتر نجم‌آبادي، دكتر مصطفوي و بزرگان ديگري كه در قيد حياتند يا فوت شدند. اين‌ها تك ستاره‌هايي بودند كه بدون كمك دولت، فقط شعله‌ و پرچمي بودند كه البته راه ما را روشن كرده‌اند و مي‌كنند ولي قطعا حكومت‌ها بايد آگاه شوند، اطلاعات كافي بگيرند، اطلاعات را تحليل و بررسي كنند و وقتي مي‌بينند منافع ملي را در پي دارد، وارد صحنه شوند و توسعه پايدار طب سنتي ايران را رقم بزنند. دولت و به‌خصوص وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي پس از شناخت كافي در رابطه با طب سنتي ايران لازم است در چند محور حركت نمايد كه به اختصار عبارتند از: اول: توسعه آموزش دانشگاهي و رسمي رشته‌هاي وابسته به طب سنتي ايران از جمله پزشكي، داروسازي، پرستاري و … طي دوره‌هاي مختلف آموزشي تا حد تخصص‌هاي باليني و دوره‌هاي Ph.D . خوشبختانه معاونت آموزشي وزارت بهداشت و دبيرخانه شواري آموزش و پژوهش طب سنتي و مكمل اخيرا برنامه دوره كارشناسي ارشد باليني طب سنتي ايران را تصويب نموده‌اند و ان‌شاءاله از سال آينده اولين دوره براي پزشكان عمومي در سه دانشگاه علوم پزشكي ايران، تهران و دانشگاه شاهد برگزار خواهد شد.

همين جا لازم است متذكر شوم كه مهم‌ترين راه در توسعه صنعت طب سنتي ايران،‌ راه‌اندازي دوره تخصصي باليني طب سنتي ايران است. اين متخصصين مي‌توانند همراه ديگر تخصص‌هاي موجود پزشكي نقاط قوت طب سنتي ايران را كاربردي و در سطح ايران و جهان، فراگير سازند. همان‌طور كه مي‌دانيد داروسازان كشور قدم‌هاي بزرگي را در راه توسعه فرآورده‌هاي طبيعي و سنتي در سطح معاونت داور و غذاي وزارتخانه رقم زده‌اند كه جزو افتخارات اين گروه محسوب مي‌شود و توانايي ارايه خدمات بالاتر را نيز دارند. ولي متاسفانه به علت اين كه نوشتن نسخه به عهده پزشك است و پزشكان نيز آشنايي كافي با مطالب مربوطه ندارند، اين صنعت از پويايي و توسعه كافي برخوردار نمي‌شود.

دوم: توسعه پژوهش، پس از شروع تربيت و آموزش نيروهاي باليني در طب سنتي ايران، بلافاصله لازم است سازوكار تحقيقاتي و ايجاد همكاري گسترده بين انديشمندان پزشكي و داروسازي كشور در زمينه تحقيقات پايه و كاربردي طب سنتي ايران صورت گيرد تا انشاءاله طي يك دوره پنج ساله اوليه نتايج آن چاپ و نشر شود و راه آينده را روشن‌تر سازد.

سوم: توسعه داروسازي؛ با تربيت نيروهاي باليني بازار داروسازي فرآورده‌هاي طبيعي و سنتي طي يك دوره پنج ساله احتمالا از رقم حدود 20 ميليارد تومان در سال 1385 به 50 ميليارد تومان در سال 1388 و 100 ميليارد تومان در سال 1390  بالغ خواهد شد. لازمه پاسخگويي به اين مطلب توسعه آموزش و تحقيقات در سطح دانشگاه‌ها، همچنين در سطح شركت‌هاي توليد‌كننده اين فرآورده‌ها خواهد بود. عدم توجه دولت به اين نكته موجبات بروز كمبود دارو و يا انحصار را فراهم خواهد آورد.

چهارم: توسعه منابع گياهي، حيواني و معدني، داروهاي مورد مصرف در طب سنتي ايران از سه منبع گياهي، حيواني و معدني تهيه مي‌شوند. رشد روزافزون بازار جهاني فرآورده‌هاي طبيعي در ايران و جهان از يك طرف و محدوديت منابع طبيعي،‌ لزوم برنامه‌ريزي گسترده جهت حفظ منابع در معرض خطر را ناگزير مي‌سازد. لازم است از همين امروز و نه فردا هماهنگي لازم بين وزارت بهداشت و درمان و وزارت جهاد كشاورزي صورت پذيرد.

 

 

وظيفه افراد در اين رابطه چيست؟

ببيند ما احتياج به پرورش نيرو و استعداد داريم. افرادي كه عاشق كارند بايد جمع شوند و كار كنند و ميدان را از دست كاسبان خارج نمايند. مهم‌ترين وظيفه حركت‌هاي مردمي، توسعه دانش است. خيلي از اين حركت‌هاي مردمي منجر به سودجويي شده و حركتي كه بايستي در راستاي كمال و توسعه طب سنتي  شود به انحراف كشيده مي‌شود و ابزار كسب درآمد افراد مي‌شود. وظيفه علاقمندان به طب سنتي ايران از هر صنف اين است كه عمق مطالعات خود را افزايش دهند و با علاقه و عشق فراوان در راه توسعه دانش و فرهنگ صحيح و به دور از جاذبه‌هاي بازار بكوشند و شواهد عقلاني و كافي جهت سياست‌گزاران و حكومت‌ها فراهم آورند. از آن به بعد، حركت اصلي با دولت‌ها خواهد بود ولي همچنان عاشقان بايد عامل و ناظر باشند و گواه باقي بمانند و راه مستقيم را با عشق و صبرشان روشن نمايند.

 

جنابعالي براي احيا و  توسعه طب سنتي ايران چه كرديد و چه فعاليت‌هايي داشته‌ايد؟

از حدود 6 سال پيش فعاليت‌هاي مستمري در جهت آموزش طب سنتي ايران براي علاقمندان به صورت آزاد و فوق ‌برنامه با همكاري اساتيد و دانشگاه‌هاي مختلف آغاز شد و اكنون دهمين دوره آموزش طب سنتي ايران در حال برگزاري است. ابتدا آقاي دكتر رستگارپناه در اين راستا پايه‌گذار و يار و ياور بودند ولي بعدا متاسفانه با رفتن ايشان به كانادا همكاري ايشان مقدور نبود و دوره‌هاي  اخير اساتيدي مانند آقاي دكتر محمد مهدي اصفهاني، دكتر ابوالقاسم سلطاني، استاد محمد عبادياني، حاج آقا قوچاني، دكتر شمس اردكاني و دكتر امين همكاري‌هاي شايسته‌اي را انجام دادند.

از بركات اين دوره‌هاي آموزشي مي‌توان از شكل‌گيري گروه تحقيقات دانشجويي طب سنتي ايران در دانشگاه تهران نام برد كه حدودا صد نفر از دانشجويان علاقمند دانشگاه‌هاي مختلف تهران در آن عضو هستند. و در دوره‌هاي اخير آموزشي آقايان دكتر كريمي، دكتر ميرغضنفري، دكتر عليزاده، دكتر رضايي‌زاده و دكتر شيرزاد كمك‌هاي شاياني را عرضه داشته‌اند.

راه‌اندازي درمانگاه طب سنتي ايران در بيمارستان شهيد مصطفي خميني به عنوان اولين مركز دانشگاهي در اين زمينه با شجاعت اوليه آقاي دكتر سيد مرتاض رياست وقت دانشكده پزشكي شاهد و همچنين همكاري‌هاي ارزشمند ديگر مسئولان دانشكده پزشكي و دانشگاه شاهد ايجاد گرديد. اين مركز در الگوسازي و فرهنگ‌سازي جهت توسعه طب سنتي ايران نقش عمده‌اي دارد. راه‌اندازي موزه مفردات طب سنتي ايران و راه‌اندازي اولين كارگاه ساخت داروهاي تركيبي در دانشكده پزشكي شاهد از ديگر فعاليت‌هاي انجام شده مي‌باشد. همچنين اولين داروخانه طب سنتي ايران در داروخانه بيمارستان شهيد مصطفي خميني در سال 1381 راه‌اندازي گرديد و از آبان 1385 دانشگاه تهران مسئوليت هدايت داروخانه طب سنتي ايران در كلينيك سلامت خانواده را به صورت مستقل و با همكاري دانشكده پزشكي شاهد بر عهده گرفت.

 

توجه به طب سنتي ايران را چگونه مي‌بيند.

ابتدا توجه به اين موضوع خيلي كم بود و افراد علاقمند كمتر. ولي به مرور زمان به علت توجه مسئولين محترم نظام و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و همخواني فرهنگي و اجتماعي جامعه با طب سنتي ايران و جو جهاني كه نسبت به طب سنتي و مكمل ايجاد شده، افراد هر روز با طب سنتي و مزاياي آن بيشتر آشنا مي‌شوند و گرايش بيشتري به اين موضوع دارند و اين نكته اهميت دارد كه به طب سنتي بدون تعصب نگاه كنيم و در كنار ساير روش‌هاي درماني از آن بهره ببريم. اين از عقلانيت به دور نيست كه هر پزشكي كه به درمان بيمارش علاقمند است از بهره‌گيري از روش‌هاي درماني ساده، كم‌هزينه، بي‌عارضه و داراي هم‌خواني فرهنگي استقبال كند. همخواني فرهنگي روش‌هاي درماني، بحث گسترده‌اي است كه مسئولان، پزشكان و … بايد بيشتر به آن توجه كنند. طب سنتي ايران همخواني فرهنگي بالايي را براي ادغام در سيستم بهداشتي و درماني كشور دارا مي‌باشد.

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 14 مرداد 1392 ، 14:35